تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الهادي (ع) (مسند امام هادى ع) (فارسى) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
20 - همو از حسن‌بن مسعود نقل كرده ، مىگويد : خدمت ابوالحسن علي بن محمّد عليهما السلام رسيدم و انگشتم خراشيده بود و شانه‌ام در برخورد با سواره‌اى صدمه ديده بود به زحمت وارد ميان انبوه جمعيتى شدم ، قسمتى از لباس هايم پاره شده بود گفتم : امروز چه قدر روز شومى است ! خدا از شر تو مرا نگهدارد ! امام عليه السلام با ديدن من ، فرمود : « اى حسن ! تو هم كه با ما رفت و آمد دارى گناه خودت را به گردن بى گناهى مىگذارى ! » . حسن مىگويد : عقل از سرم پريد ، فهميدم كه اشتباه كرده‌ام ! عرض كردم : آقا جان ! از خدا آمرزش مىطلبم ! فرمود : « اى حسن ! روزگار چه گناهى دارد كه چون شما به سزاى عملتان مىرسيد آنها را شوم مىشماريد ؟ ! » . حسن گفت : من از خدا طلب مغفرت دارم ، هرگز ! و همين يابن رسول اللَّه ، توبهء من باشد ! فرمود : « حسن ! به خدا كه سودى به حال شما ندارد ! بلكه خداوند شما را به خاطر نكوهش يك گناه مجازات خواهد كرد ! اى حسن مگر نمىدانى كه خداوند در برابر هر كارى در دنيا و آخرت ثواب و كيفر و پاداش مىدهد ؟ ! » گفتم : آقاى من ، چرا مىدانم ! فرمود : « بى راهه نرو و براى روزگار در حكم خدا اثرى قائل نشو ! » حسن عرض كرد : مولاى من ، به چشم ! « 1 »
هامش
( 1 ) - تحف العقول : ص 357
مسند الإمام الهادي (ع) (مسند امام هادى ع) (فارسى) — صفحة 143 | الشيخ عزيز الله عطاردي / عطائى