گرداند !
اى فتح ! همانا خداى تعالى را نتوان توصيف كرد مگر به آنچه از خود توصيف كرده است ! آرى كجا كسى را مىتوان وصف كرد كه حواس از درك او عاجز و اوهام از دريافت او نارسا و خاطرات را امكان احاطه او نباشد و چشمها از رسيدن به او درماندهاند ! او از هر چه ستايشگران مىستايند بالاتر و از آنچه وصف كنندگان توصيف كنند برتر است ، با همهء نزديكى دور است و در عين دوريش نزديك است پس او در عين دورى نزديك و در عين نزديكى دور است ! به وجود آورندهء چگونگى است پس نمىشود گفت : چگونه است ؟ و آفرينندهء مكان است پس نمىتوان گفت : كجاست ؟ زيرا كه او از چگونگى و جايگزينى مبراست ، يگانه و يكتاست جلّ جلاله ، بلكه چگونه محمّد صلى الله عليه و آله و سلم او را به كنه ذاتش مىتواند توصيف كند در حالى كه عظمت نام او به نام وى قرين است و او را در طاعت خود شريك دانسته و براى هر كه از او اطاعت كند پاداش اطاعت خود را واجب شمرده و مىفرمايد :
« وَ ما نَقَمُوا إِلَّا أَنْ أَغْناهُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ مِنْ فَضْلِهِ »
« 1 » و نيز خدايى كه نامش مبارك است از قول كسى كه اطاعت او را ترك گفته است ، نقل مىكند و مىفرمايد :
« يا لَيْتَنا أَطَعْنَا اللَّهَ وَ أَطَعْنَا الرَّسُولَا »
« 2 » يا چگونه مىتوان كسى را توصيف كرد كه خداوند متعال اطاعت او را قرين طاعت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم شمرده است
هامش
( 1 ) - توبه / 74 : آنها در حقيقت انتقام نعمتهايى را مىگرفتند كه خداوند و پيامبر با فضل و كرم خود تا سرحدّ بى نيازى به آنها داده بودند .
( 2 ) - احزاب / 66 : اى كاش ما از خدا و پيامبرش اطاعت كرده بوديم !