پارهاى از آنچه من به تو اطلاع دادم ترديد ايجاد كند تا آنجا كه تو را از راه خدا و راه راست او منحرف گرداند ! » .
عرض كردم : چه وقت بدانم كه آنان چنين هستند ؟ پس آنها ارباب و پروردگارانند ؟
فرمود : « پناه به خدا ، آنها مخلوق و آفريده ، و تربيت يافتهاند ، مطيع خداوند و در برابر خدا كوچك و خوارند ! بنابراين هر گاه شيطان براى چنين وسوسه هايى به سراغت آمد به وسيله آنچه خبر دادم ، از خودت بر طرف كن !
فتح مىگويد : عرض كردم : خداوند مرا فداى شما كند ! مشكل مرا بر طرف كردى و وسوسهاى را كه شيطان ملعون به دلم وارد كرده بود از دلم زدوديد ! براستى كه در باطنم چنين داشتم كه شما امامان پروردگاران و اربابيد !
فتح مىگويد : پس امام عليه السلام سجده شكرى بجا آورد و شنيدم كه در سجدهاش مىگفت : « اى پروردگار من در حالى كه زبون و ذليل و خوارم در پيشگاهت ! » پس از سجده فرمود : « اى فتح ! نزديك بود هلاك شوى ! و اگر تو هم كه خدايت بيامرزد ! بخواهى ، هلاك شوى هيچ ضررى به حال كسى ندارد ! »
فتح مىگويد : من با خوشحالى به خاطر شبههاى كه از من بر طرف شده بود از خدمت آن حضرت بيرون آمدم و چون به منزل ديگرى بين راه رسيديم به محضر آن حضرت وارد شدم در حالى كه تكيه داده بود و در مقابلش گندم تفدادهاى بود با آن سرگرم بود و شيطان كه خدايش لعنت كند در باطن من القا مىكرد كه آنها نبايد بخورند و بياشامند !
مسند الإمام الهادي (ع) (مسند امام هادى ع) (فارسى) — صفحة 147
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص١٤٧