تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى) — صفحة 433

مساهمون:

ص٤٣٣
مدينه ) برگرديد ! سپس هارون گفت : مسأله‌ى ديگرى ماند شما را به خدا آن را پاسخ دهيد ! فرمود : بپرس ! هارون گفت : تو را به حق اين قبر و اين منبر و خويشاوندى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم تو زودتر مىميرى يا من ؟ چرا كه از روى نجوم اين را مىدانى ! امام عليه السلام فرمود : مرا امان دهيد تا بگويم ! هارون گفت : تو در امانى ! فرمود : « من پيش از تو مىميرم ! نه به من دروغ گفته‌اند و نه من دروغ مىگويم و وفات من نزديك است . » هارون گفت : يك سؤال ديگر ماند ، آن را هم پاسخ دهيد و خودتان را ناراحت نكنيد ! به من بگوييد : شما معتقديد كه همه مسلمانان غلام و كنيز شما هستند و شما معتقديد ما بر همهء مسلمانان حقى داريم و كسى كه حق ما را به ما ندهد مسلمان نيست ؟ ! امام عليه السلام فرمود : دروغ گفته‌اند كسانى كه پنداشته‌اند ما چنين مىگوييم در صورتى كه اگر چنين باشد پس چگونه خريد و فروش با ايشان درست خواهد بود ! در حالى كه ما از ايشان غلام و كنيز مىخريم و آزاد مىكنيم . و با آنها مىنشينيم و هم خوراك مىشويم و بردگانى را مىخريم و به آنها پسرم و دخترم مىگوييم و با آنها به قصد قربتِ به خدا هم‌غذا مىشويم ! اگر نه غلام و كنيزان ما خريد و فروششان درست نمىبود . در حالى كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در موقع وفاتش فرمود : خدا را خدا را دربارهء نماز و زرخريدانتان ! يعنى مواظب نمازتان باشيد و بردگانتان را - چه غلامان و چه كنيزان - گرامى بداريد ! از اين رو ما آنها را آزاد مىكنيم !