تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
اسنادش مورد ايراد است در حالى كه خداى تعالى ستارگان را ستوده است در صورتى كه اگر ستارگان ( علم نجوم ) درست نبود خداى عزّوجل نمىستود ! و پيامبران عليهما السلام عالِم به آن نبودند ، خداوند دربارهء ابراهيم عليه السلام فرموده است :
« وَ كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ »
. « 1 » و در جاى ديگر مىفرمايد :
« فَنَظَرَ نَظْرَةً فِي النُّجُومِ فَقالَ إِنِّي سَقِيمٌ »
. « 2 » بنابراين اگر ابراهيم عليه السلام عالم به علم نجوم نبود كه در آن نمىنگريست و نمىگفت : من بد حالم . و ادريس عليه السلام عالم‌ترين فرد زمان خود به نجوم بود و خداى عزّوجل در كتاب خودبه نجوم سوگند ياد كرده ، مىفرمايد :
« فَلا أُقْسِمُ بِمَواقِعِ النُّجُومِ وَ إِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ »
. « 3 » و در جاى ديگر :
« فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً »
. « 4 » يعنى دوازده برج و هفت سياره . و آنچه در شب و روز ظاهر مىشود ، به امر خداست . و پس از علم قرآن علمى اشرف از علم نجوم نيست و آن علم پيامبران و اوصيا و وارثان پيامبران است كه خداى تعالى درباره‌ى ايشان فرموده است :
« وَ عَلاماتٍ وَ بِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ »
. « 5 » ما به اين علم آشناييم و آن را انكار نداريم . هارون گفت : اى موسى تو را به خدا كه اين علم را نزد نادانان و عوام مردم اظهار نكنى كه آن را از قول شما نشر دهند و عوام مردم به آن تشويق شوند و اين علم را درهم بريزند ! شما به حرم جدتان ( به
هامش
( 1 ) - انعام / 75 : و اين چنين مالكيت آسمانها و زمين تسلّط پروردگار را به آنها بر ابراهيم نمايانديم‌تا از يقين‌آورندگان باشد . ( 2 ) - صافات / 88 و 89 : او نگاهى به ستارگان افكند و گفت : من بيمارم . ( 3 ) - واقعه / 75 و 76 : سوگند به جايگاه ستارگان و اين سوگندى است بسيار بزرگ اگر بدانيد . ( 4 ) - نازعات / 5 : و آنها امور را تدبير مىكنند . ( 5 ) - نحل / 16 : و علاماتى قرار دارد و به وسيله‌ى ستارگان مردم هدايت مىشوند .