اين چيزى را كه شما شنيدهايد ، گويندهاش دروغگو و ادعاى باطلى است . ولى ما مدّعى هستيم كه حق ولاء ( سرپرستى ) همه مردم با ماست ! يعنى سرپرستى دينى ! در صورتى كه اين نادانان گمان مىبرند كه منظور سرپرستى مالكيّت است و ادّعاى خود را نيز بر اين اساس كردهاند ولى ما چنين ادعايى را به فرموده پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم داريم كه روز غدير خم فرمود :
هر كه من مولا و سرپرست او هستم پس على مولاى اوست و منظور آن حضرت سرپرستى دينى است و آنچه به ما مىدهند از زكات است در حالى كه صدقه مانند مردار و خون و گوشتِ خوك بر ما حرام است . امّا غنايم و خمس را پس از رحلت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم از ما بازداشتند ، در صورتى كه ما بدانچه در دست فرزندان آدم است ولايتشان بر ماست ، ما نياز داريم به ولايت دينى نه ولاى مالكيت !
بنابراين اگر كسى هديهاى به ما دهد و نگويد صدقه است قبول مىكنيم به دليل سخن پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم كه فرمود : كسى مرا به كراع ( ران گوسفندى ) دعوت كند قبول مىكنم و اگر دست گوسفندى را به من هديه دهد نيز مىپذيرم و اين سنتى است تا روز قيامت ، از اين رو اگر نزد ما زكاتى ، بياورند و بدانيم كه زكات ( صدقه ) است قبول نمىكنيم ولى اگر بدانيم هديه است مىپذيريم . سپس هارون اذن رفتن داد و آن حضرت عازم « رقه » شد ولى بعدها بر او تهمتهايى زدند و سخن چينيها كردند و دوباره او را بازگرداند و مسموم كرد و آن حضرت از دنيا رفت . « 1 »
10 - مجلسى از تلعكبرى به نقل از امام كاظم عليه السلام آورده است كه
هامش
( 1 ) - فرج المهموم : ص 107 .