تأويل پسران ما حسن و حسين عليهما السلام و زنان ما فاطمه عليها السلام و خودِ ما علىّ بن ابىطالب عليه السلام است .
هارون گفت : خوب گفتى ، سپس گفت : بگو ببينم اين حرف شما كه با وجود فرزندان صلبى عمو ارث نمىبرد به چه دليل ؟
گفتم : يا اميرالمؤمنين [ ! ] شما را به حق خدا و رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم سوگند مىدهم كه مرا از تأويل اين آيه و كشف آن كه نزد علما پنهان است ، معاف بداريد ! گفت : تو قبول كردى كه من هر چه پرسيدم جواب مرا بدهى ، معافت نمىكنم ! گفتم : پس دوباره امان دهيد ! گفت : امان دادم ! گفتم :
پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم كسى را كه مىتوانست هجرت كند ولى هجرت نكرد ارث نداد ! و عمويم عباس مىتوانست مهاجرت كند ولى مهاجرت نكرد والبته وى در شمار اسيران نزد پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بود و نخواست كه از طرف خود جزيه دهد ازاينرو به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم از طرف خدا وحى شد كه وى گنجينهاى از طلا دارد لذا على عليه السلام را فرستاد و آن را از نزد امّالفضل ( همسر عباس ) طبق خبرى كه جبرئيل از جانب خداى تعالى داده بود به على عليه السلام اذن داد و جايى را كه طلاها دفن شده بود به وى مرحمت كرد ! عباس گفت : برادرزاده ! آنچه راكه من نسبت به تو ناآگاه بودم بيش از اينهاست ، اكنون گواهى مىدهم كه تو فرستادهء پروردگار جهانيانى !
چون على عليه السلام طلاها را آورد ، عباس گفت : برادرزاده ! مرا بيچاره و تنگدست كردى !
« إِنْ يَعْلَمِ اللَّهُ فِي قُلُوبِكُمْ خَيْراً يُؤْتِكُمْ خَيْراً مِمَّا أُخِذَ مِنْكُمْ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ »
. « 1 » پس خداى تعالى اين آيه را فرستاد :
« الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يُهاجِرُوا ما لَكُمْ
هامش
( 1 ) - انفال / 70 : اگر خداوند در دلهاى شما خير و نيكى بداند بهتر از آنچه از شماگرفته شده به شمامىبخشد .