بيمناك ، هراسان و مقهورم ، صبرم اندك و راه چارهام تنگ و تمامراهها جز بهسوى تو به رويم بسته است و از هر طرف جز به طرف تو جلوى من گرفته است و در دفع شرّ او درمانده و در رفع ستم او فكرم پريشان است و از هر كه از بندگانت يارى خواستم مرا خوار گذاشت و به هر كه اميد بستم مرا رها كرد . به خلوصم برگشتم مرا به جانب تو گرايش داد و از راهنماييم راه جستم تنها به درگاه تو راهنمايى كرد .
اينك اى مولاى من به درگاه تو بازگشتهام درحالى كه حقير ، ناچار ، درماندهام چارهاى جز از جانب تو و نجاتى جز بهوسيله تو ندارم ! خدايا وعدهات را در يارى من و قبول دعايم عملى ساز زيرا كه قول تو حق است و برگشت و تغييرى ندارد ، توخود با بزرگى و عظمتى كه دارى فرمودى :
« هر كه بر او ستم شود خداوند او را يارى خواهد كرد » . « 1 » و باز فرمودهاى : « مرا بخوانيد ، تا شما را استجابت كنم » . « 2 » و من آنچه را كه دستور دادى بدون منّت بر تو انجام دادم ؛ چگونه منّت نهم درحالى كه تو خود مرا راهنمايى كردى ؟ پس اى آنكه خلف وعده نمىكنى ، طبق وعدهات دعايم را بپذير !
اى آقاى من ! من بهحق مىدانم كه تو را روزى است كه در آن روز انتقام مظلوم را از ظالم مىگيرى و يقين دارم كه تو را هنگامى است كه در آن هنگام حق غصب شده را از غاصب مىستانى ! زيرا كه هيچ دشمنى بر تو پيشى نگرفته و هيچ ستيزهجويى از دست قدرت تو بيرون نرفته است و بيم ازبين رفتن چيزى نيست . بلكه بىقرارى من به پاى صبر بر گذشت
هامش
( 1 ) - حج / 60 .
( 2 ) - غافر / 60 .