پيش از آنكه تو را بخواند از مصلحت او آگاهى پس تو را سپاس بهخاطر شنوايى ، بينايى ، مهربانى ، دانايى ، آگاهى و توائنيت !
خدايا به يقين در علم گذشتهء تو قضاى استوار ، تقدير جارى ، فرمان نافذ و داورى محكم و مشيّت و ارادهء تو دربارهء تمام بندگانت از بدبخت و خوشبخت و نيكوكار و تبهكار گذشته است اگر از آن رو كه دربارهء فلانى پسر فلانى مقدّر كرده بودى به من ستم كرد و بدان جهت بر حق من تجاوز نمود و دستدرازى كرد و بهوسيلهء قدرتى كه به او داده بودى بزرگمنشى نمود و با ارجى كه به او داده بودى گردنفرازى و فخرفروشى كرد و فرصتى كه تو به او مرحمت كرده بودى او را مغرور ساخت و حلم تواو را به سركشى واداشت ، قصد آزار مرا كرد به حدّى كه از تحمّل آن ناتوان و آهنگ شرّى نمود كه من از انتقام وى بهخاطر ضعفم عاجزم و هم بهدليل كمى يار و ياورم نمىتوانم بر او پيروز شوم ازاينرو كار او را به تو واگذاردم و دربارهء او به تو توكّل نمودم و از كيفر تو او را تهديد و از حمله وعذاب تو او را بيم دادم .
او گمان كرد كه حلم تو نسبت به او از روى ضعف است و فرصت دادنت به او از روى ناتوانى است باز نايستاد و بار ديگر سرسختتر شد و اين بار از بار دوم و تجاوز نوبت اوّل از نوبت دوم او را بازنداشت .
بلكه او در گمراهى ماند و به ستمگريش ادامه داد و در دشمنى پابرجا و در سركشى خود راه گستاخى بر تو را پيش گرفت .
اى سرور و اى آقاى من ! او خود را در معرض خشم تو ؛ خشمى كه از ستمگران بازنمىدارى ، قرار داده است . واى آقاى من ! اينك من زير سلطهء او پايمال و در آستانهء او خوارم درحالى كه بر من ستم مىراند ، ترسان ،
مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى) — صفحة 396
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص٣٩٦