خوارساز مردمان سركش ! و رشتهء عمرش را قطع و ملكش را به زور از او بگير و از راه و روشش بازدار و رشتهء آزمون او را بگسل ، آتش او را خاموش و روشنى روز او را تاريك و خورشيد او را تيره و جان او را بگير !
رونق بازار او را بشكن و كوهان شتر او را ببر ، دماغ او را بر خاك بمال ، مرگ او را نزديك كن . و هيچ شادمانى را براى او نگذارى جز اينكه نابود سازى و هيچ پايهاى را مگر درهم شكنى و هيچ وحدت كلمهاى را مگر پراكنده كنى و هيچ مرتبهء بلندى را مگر پست كنى و هيچ اساسى را مگر سست و هيچ رشتهاى را مگر بگسلى ! ياران و سپاهيانش را با عزّتى كه دارند ، بردگان ما قرار دهى و پس از وحدتى كه دارند پراكنده سازى و پس از چيرگى بر اين امّت سرافكنده نمايى و با زوال دولتش دلهاى لرزان و قلبهاى سوزان و امّتى سرگردان و دل جامعهاى تباه را شفابخشى و با نابودى او حدود اجرا نشده و سنتهاى كهنه شده و احكام كنار گذاشته و دگرگون شده و آيات تحريف گشته و تعليمات فراموش شده و محرابهاى خالى مانده و مشاهد ويران شده را برپا بدارى و شكمهاى تهى از نعمت را سير و زبانهاى به كام چسبيده و جگرهاى تفديده را سيراب و كامهاى رنجور را اميدوار سازى و او را به بلايى بىمانند ممتاز و به هلاكتى خلاصىناپذير و نكبتى زمينگير و لغزشى لاعلاج گرفتار كنى ! حرمت او را بريزى و نعمتهاى او را تيره كنى !
خدايا ! خشم عظيم و عذاب برتر و قدرتى فوق قدرتها وسلطنتى بالاترين سلطنتها را به او بنمايان و مرا با نيروى بازدارندهء خود از شرّ او بازدار و او را به فقرى جبرانناپذير و به بدحالى آشكارا مبتلا كن و در
مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى) — صفحة 399
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص٣٩٩