و در زمرهء سپاه تار مار نشدنى او صبح و شام كردم .
بهوسيله خدا گشايش طلبم و از او پيروزى و عزّت و نصرت مىخواهم و نيرو و پناه درخواست مىكنم از خدا و بهوسيلهء توان خدا يارى مىطلبم و بر دشمنانم هجوم مىبرم و به يارى خدا بر ايشان غالب مىشوم در برابر آنها به خدا استعانت مىجويم و كارم را به خدا واگذار مىكنم ؛ خدا مرا بس است و او نيكو وكيلى است ، درحالى كه تو ايشان را مىبينى كه به سوى تو مىنگرند ولى نمىبينند چهرههاى دشمنان من زشت شده در حالى كه نمىبينند ، بلكه كر لال و كورند و ديگر برنمىگردند .
دشمنان خدا بهوسيلهء كلمهء خدا مغلوبند آرى هر كسى مغلوب كلمة اللَّه است ، حجّت خدا در برابر دشمنان خدا ، همهء تبهكاران و سپاهيان ابليس ثابت و استوار است ، هرگز جز آزردن شما زيانى به حال شما ندارد و اگر با شما پيكار كنند ( شكست خورده ) پشت شما خواهند كرد و آنگاه نصرت نخواهند يافت ؛ بر ايشان هر كجا كه باشند ذلّت و خوارى مسلّم است ، طرد شده ، گرفتار و به سختى كشته خواهند شد مگر در قلعههاى حصار شده يا پشت ديوارها باشند كه در آن صورت ميان خودشان هراس بوده و ترسشان بيشتر خواهد بود ، شما آنها را جمع مىپنداريد درحالى كه دلهايشان پراكنده است چرا كه آنها گروهى نادانند .
خدايا ! من خودم را از شرّ ايشان به دژى محكم سپردم تا نتوانند بر آن دژ غالب شوند يا شكافى در آن ايجاد كنند ازاينرو به ركنى استوار پناه آوردم و به پناهگاهى بلند و به ريسمانى محكم چنگ زدم ! و هيبت و شكوه اميرالمؤمنين عليه السلام را زره خود قرار دادم و تعويذ سليمان بن داوود عليهما السلام را تعويذ خود نمودم و بهوسيله انگشترى او خود را حراست
مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى) — صفحة 364
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص٣٦٤