تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
گزارش كنم ! همين كار را كردم . امام عليه السلام را ملاقات كردم و ماجرا را به او گفتم : چهرهء آن حضرت از خوشحالى برافروخته مىشد ! گفتم : مولاى من ! آيا شما رااين ماجرا خوشحال كرد ؟ فرمود : « آرى به خدا سوگند كه مرا و اميرالمؤمنين عليه السلام را خوشحال كرد و به خدا كه جدم رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را خوشحال كرد و به‌يقين خدا را شادمان ساخت » . « 1 » 6 - نيز از كتاب « قضاء الحقوق » به نقل از جعفر بن محمّد عاصمى آورده است ، مىگويد : حج رفتم و گروهى از اصحاب ما ( شيعيان ) همراه من بودند ، از آنجا به مدينه رفتم براى من جاى مستقلى تهيه كرده بودند كه آنجا وارد شوم ، امام كاظم عليه السلام سوار بر الاغى سبزرنگ به همراه طعامى پيشواز ما آمد و ما را بين درختان خرما فرود آورد ، آمد و از مركب پياده شد و طشتى آورد و مشك كوچكى ، ابتدا دست خودش را شست ، و طشت را از طرف راست گرداندند تا به آخرين نفرمان رسيد سپس به افراد سمت چپ دور زدند تا آخرين فردمان آنگاه غذا را آوردند . با نمك شروع كرد ، فرمود : « بسم اللَّه ! بخوريد ! » بعد با سركه آغاز كرد و پس از آن شانهء بريان شده‌اى آوردند ، فرمود : بسم اللَّه ! اين غذايى است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم دوست مىداشت ! و پس از آن كبابى آوردند فرمود : بسم‌اللَّه ! بخوريد ! اين غذايى است كه اميرالمؤمنين عليه السلام دوست مىداشت ، بعد از آن گوشت سرخ شده با بادنجان آوردند ، فرمود : « بسم‌اللَّه الرحمان الرحيم اين غذايى است كه امام حسن عليه السلام خوشش مىآمد » . سپس شير ترشى كه تريد شده بود آوردند فرمود : بسم اللَّه
هامش
( 1 ) - بحارالأنوار : 48 / 174 .