تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
بخوريد ! اين خوراكى است كه امام حسين عليه السلام دوست داشت ما خورديم پس از آنها دنده‌هاى سرد شده‌اى آوردند ، فرمود : بسم اللَّه ، بخوريد اين خوراكى است كه امام صادق عليه السلام دوست داشت . و سرانجام حلوايى آوردند ، فرمود : « بخوريد ! اين خوردنى است كه من دوست دارم » و سفره را برداشتند . يكى از ما رفت تا فرش زير پايش را جمع كند ، فرمود : « دست نگهدار كه آن فرش‌ها در اين خانه‌ها زير سقف‌ها هميشه هست اما در چنين جايى براى عموم پرندگان و حيوانات است ! » . آنگاه خلال آوردند ، فرمود : « از حق خلال است كه اوّل زبان را اطراف دهان بچرخانى هر چه از غذا بود ببلعى و آنچه ماند خلال كنى ! » و طشت و آبى آوردند ، نخست از طرف چپ خود شروع كرد تا آخر شست پس از آن هر كس كه طرف راست بود تا آخر شست . سپس فرمود : « اى عاصم ! شما با يكديگر ارتباط و مواساتتان چه‌طور است ؟ » گفتم : به بهترين صورت ممكن . فرمود : « آيا به گونه‌اى هست كه كسى از شما به دكان برادرش يا منزلش بيايد در موقع تنگنا و از كيسهء او پولى و هر چه نياز دارد ، بردارد و او اعتراض نكند ؟ » عرض كرد : خير . فرمود : « بنابراين شما در آن حد از ارتباط كه من دوست دارم ، نيستيد ! » . « 1 » 7 - مجلسى از عبدالمؤمن انصارى نقل كرده است ، مىگويد : خدمت امام كاظم عليه السلام رسيدم درحالى كه محمّد بن عبداللَّه بن محمّد جعفى نزد وى بود ، لبخندى به او زدم ، امام عليه السلام فرمود : « او را دوست مىدارى ؟ » گفتم : آرى ، اما او رادوست نمىدارم مگر به‌خاطر شما ؟ فرمود : « او برادر
هامش
( 1 ) - بحارالأنوار : 74 / 231 .
مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى) — صفحة 187 | الشيخ عزيز الله عطاردي / عطائى