تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
4 - مجلسى از كتاب « حقوق المؤمنين » على بن طاهر نقل كرده است ، مىگويد : على بن يقطين از مولايم امام كاظم عليه السلام اذن خواست تا كارگزارى براى سلطان ( خليفه عباسى ) را ترك كند ، امام عليه السلام به او اذن نداد و فرمود : « اين كار را نكن زيرا كه ما را به‌وسيلهء تو انس و همدمى و براى برادرانت وسيلهء تو عزّت و كرامت است و چه بسا به‌وسيلهء تو جبران شكستگى شود و شرارهء آتش مخالفان از اولياى خدا بر طرف شود ! اى على بن يقطين ! كفّارهء كارهاى شما نيكى نسبت به برادران ايمانى است ، تو يك چيز را براى من ضمانت كن ، من سه چيز را براى تو ضمانت مىكنم : تو براى من ضمانت كن كه كسى از دوستان ما را نبينى مگر حاجتش را برآورده سازى و گراميش بدارى و من براى تو ضمانت مىكنم كه هرگز سقف زندانى بر تو سايه نيفكند و تيزى شمشير هرگز وارد خانهء تو نشود . يا على ! هر كه مؤمنى را خشنود سازد ، اوّل خدا را دوم پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم را و سوم ما ( اهل‌بيت ) را خشنود كرده است » . « 1 » 5 - از كتاب « قضاء حقوق المؤمنين » ، ابوعلى بن طاهر صورى از قول مردى از اهل رى نقل كرده است ، مىگويد : يكى از منشيان يحيى بن خالد بر ما گمارده شده بود ( آستاندار ما شده بود ) باقيمانده‌اى از ماليات كه برعهدهء من بود وى آن را از من مطالبه مىكرد ، من ترسيدم كه او مرا مجبور كند اموالم از دستم بيرون رود ! به من گفتند : او به اين مذهب ( شيعه ) معتقد است ترسيدم خودم به او اظهار كنم و چنين نباشد درنتيجه گرفتار چيزى شوم كه نمىخواستم ! تصميم گرفتم كه به‌سوى
هامش
( 1 ) - بحارالأنوار : 48 / 136 .