برآورده كن ! » . او برآورده كرد ، سپس گفت : سرورم ! غذا حاضر است ، بر من منت بگذاريد غذا را نزد ما ميل كنيد ! فرمود : « بياور ! » فضل سفره را آورد و روى سفره مواد سرد بود ، امام عليه السلام دستش را در بين آنها گرداند سپس فرمود : « خوراك سرد را بايد دست گردان گرد ! » و چون مواد سرد را برداشت ، مواد گرم آورد ، امام عليه السلام فرمود : « مواد گرم تبآور است » . « 1 »
هشام بن حكم
1 - كشى از يونس نقل كرده است ، مىگويد : به هشام گفتم : آنها گمان مىكنند كه امام كاظم عليه السلام عبدالرّحمان بن حجاج را فرستاده است تابه تو بگويد : ساكت باش ! و حرف نزن ! و تو از پذيرش پيام آن حضرت خوددارى كردهاى ؟ بگو : ببينم به چه دليل بوده ؟ آيا كسى را فرستاده است كه تو را منع كند از حرف زدن يا نه و آيا پس از منع كردن تو حرفى زدهاى ؟ هشام گفت : موقعى كه زمان مهدى به صاحبان عقايد مختلف سخت گرفت و پسر مفضّل تمام اصناف فرقهها را يكايك براى او نوشت سپس آن نوشته را بر مردم خواند ، يونس گفت : من آن نوشته را شنيدم يك بار بر دروازهء « باب الذّهب » مدينه و بار ديگر در مدينة الوضّاح مىخواند .
گفت : ابن مفضّل آنها را به چند صنف تقسيم كرده و همه را فرقه فرقه تا آنجا كه در نوشتهء خود مىگويد : و فرقهاى كه به آنها زراريه مىگويند و فرقهاى كه به آنها عماريه گويند پيروان عمار ساباطى و فرقهاى كه به
هامش
( 1 ) - رجال كشى : ص 421 .