تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
هنگام وفات امام عليه السلام شك و ترديدى نكرد . « 1 » 2 - همو از نصر بن قابوس نقل كرده است ، مىگويد : به امام كاظم عليه السلام گفتم : من از امام صادق عليه السلام راجع به امام پس از وى پرسيدم ، فرمود : تواى امام پس از وى . و چون امام صادق عليه السلام درگذشت مردم به راست و چپ رفتند ، من و ياران من به امامت شما قائل شديم . اينك از امام پس از خودتان بفرماييد كدام يك از فرزندان شماست ؟ فرمود : « پسرم على عليه السلام » . اين حديث خود بر منزلت و مقام اين مرد از نظر عقل و اهميت دادن وى به دينش دلالت دارد . « 2 »

هشام بن ابراهيم عباسى

1 - كشى از محمّد بن سالم نقل كرده است ، مىگويد : چون سرورم موسى بن جعفر عليهما السلام را نزد هارون بردند ، هشام بن ابراهيم عباسى نزد وى آمد و عرض كرد : سرورم ! برايم نامه‌اى به فضل بن يونس بنويسيد و از او بخواهيد تا كار مرا انجام دهد ! مىگويد : امام كاظم عليه السلام سوار بر مركب به سراغ فضل بن يونس رفت ، دربانش رفت وگفت : سرورم ! ابوالحسن موسى عليه السلام آمده است ! فضل گفت : اگر راست بگويى ، آزادى و چنين و چنان پاداشى دارى ! پس فضل بن يونس با پاى برهنه مىدويد تا بيرون آمد و خودش را روى پاهاى آن حضرت انداخت ، آنها را مىبوسيد ! آنگا خواهش كرد وارد شود ! امام عليه السلام وارد شد و فرمود : « حاجت هشام بن ابراهيم را
هامش
( 1 ) - رجال كشى : ص 382 . ( 2 ) - همان : ص 383 .