رسيده است كه وى براى امام كاظم عليه السلام ماهىهايى را مىخريد و سرهاى آنها را مىبريد و مىفروخت و با آبهاى آنها از باب دلسوزى براى امام عليه السلام باز ماهىهايى مىخريد . « 1 »
5 - از عيسى بن سليمان نقل كرده است ، مىگويد : به امام كاظم عليه السلام عرض كردم : خداوند مرا فداى شما گرداند ! دوستدار شما مفضّل بن عمر را مريض ترك كردم خوب است براى سلامتى او دعا كنيد ! فرمود : « خدا مفضّل را بيامرزد ! او راحت شد ! » .
راوى مىگويد : نزد دوستانمان رفتم و گفتم : بهخدا سوگند كه مفضّل از دنيا رفت ! سپس به كوفه رفتم ديدم سه روز قبل ، از دنيا رفته بوده است ! « 2 »
منصور بن بزرج
1 - كشى از عثمان بن قاسم نقل كرده است ، مىگويد : منصور بن بزرج برايم نقل كرد كه روز خدمت امام كاظم عليه السلام رسيدم به من فرمود : « اى منصور ! آيا دانستى كه امروز چه اتفاقى براى من افتاد ؟ » عرض كردم :
خير . فرمود : « امروز علىّ ( امام رضا ) را وصىّ خود و جانشين پس از خودم گردانيدم ! نزد وى برو به او تبريك بگو و به وى اعلام كن كه من تو را به اين امر دستور دادم » .
منصور مىگويد : خدمت امام رضا عليه السلام رسيدم و به او امامتش را تبريك گفتم و اعلام كردم كه پدرش چنين مأموريتى را داده است . حسن
هامش
( 1 ) - رجال كشى : ص 278 .
( 2 ) - همان .