تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسالة الطير ( با ترجمه ودوشرح سهلان ساوي 540 ق وشارح گمنام ) — صفحة 33

مساهمون:

ص٣٣
كمال « 1 » يافتند ، ايشان را مفارقتى باشد « 2 » و از اين عالم ، چنان كه مار خواهان پوست افكندن بود . و خداى تعالى از يوسف عليه السّلام اين حكايت كرد آنجا كه گفت :
« تَوَفَّنِي مُسْلِماً وَ أَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ »
( 12 / 102 ) . و رسول ما را ، گفت عليه السّلام
« وَ لَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لَكَ مِنَ الْأُولى »
( 93 / 5 ) . و اولياء « 3 » متشبّه به ايشان را گفت :
« فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ »
( 62 / 7 ) . پس خواجه ، ازين وجه به اين معنى اشارت كرد و ديگر بديب النّمل « 4 » عبارت مىكند از كم آزارى و پنهان داشتن مقصد و مطلب خويش و مستغنى بودن از هر چه التفات بدان ، ترا از سعادت كلّى باز دارد و در مصحف مجيد هم برين « 5 » معنى تنبيه كرده‌اند « 6 » .
« عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً »
الآية ( 25 / 64 ) . و ترا از آن ديگر اشارت كرد ، كه خواجه كرده است ، مراد از شياطين ، نزديك حكماء ببايد شناخت ، تا اين رمز ترا حلّ افتد ، كه لطيف رمزيست « 7 » . ببايد دانستن كه با نفس مردم ، قوتهااند ، موجود شده ، چنان كه در كتب مبسوطه آن را ياد كرده‌اند ، و اين قوّتها با نفس مردم بهم موجودند ، چون قوّت خيالى « 8 » و وهمى و قوّت خشم و قوّت شهوت « 9 » و اين قوّتها چون توانند مردم را از علم دانستن و از راه ، نجات طلب كردن ، باز دارند ، و چون مراد از اطلاق لفظ شيطان ، به نزديك ايشان ، بدانستى ، بدان كه مراد از پيش آدمي و از پس آدمي ، بنزديك « 10 » ايشان عبارت بود از دو قوّت « 11 » كه نفس ناطقه را
هامش
( 1 ) - كمالى .
( 2 ) - باشد از اين .
( 3 ) - را و منسيه .
( 4 ) - به دبيب النمل .
( 5 ) - بر اين .
( 6 ) - كرداند .
( 7 ) - رمزى است .
( 8 ) - عيالى .
( 9 ) - شهويه .
( 10 ) - أصل نزديك .
( 11 ) - عبارت از دو قوة است .