خانه بگيرند ، و اگر پر و بال نداريد جهد كنيد تا دقايق علوم بدزديد و بواسطه آن پر و بال بدست آوريد ، چه بهترين ديدبانان آن بود كه بتواند پريد . »
« شرح »
اين رموز روشنتر است . خواجه اشارت مىكند به اصلاح جزو عملى و آن اصلاح را به زهر خوردن مانند مىكند ، چه در اعتدال نفوس شهوانى و غضبى و آن چه ازين قوّت تولّد مىكند و رغبت صادق گردانيدن بمفارقت اين جهانى و جهد كردن در آن به حقيقت از زهر خوردن كمتر نيست . هر كه قوه عامله نفسانى را كه ام الاقوى است مقهور مىدارد ، چون مردم باشد .
پس هر كه به اختيار ازين هواها بميرد و به جهد كردن اسباب لذّات آن جهانى بدست آورد حيات ابدى اندوخته باشد و پريدن عبارت از پذيرفتن فيض . باشد از مبادى و حصول فيض در انقطاع علايق بسته است به قدر ما يبغى ينال ما يشتهى و هر كه به اين لذّت مخدجه آرام گيرد در أو كر شياطين آرام ساخت است و چون اين قوى مرد را باز دارند از فوايد باقى ، أو را صيد كرده باشند بر مثال مرغى باشند از أو كه در دام بلا افتاده امروز و فردا چنانك كمال و جمال مرغ در پريدن است جمال و كمال نفس نيز در اقتباس فيض است و تصور معقولات چنانك بايد .
اما آنك گفت هر كه را بال نبود ، پر و بال بدست آوردن در ما تقدّم ، گفته آمد كه هر كه را قوّت آن نبود كه به مجرد حدس أو را علوم معلوم گردد ، ما بقى باستاد مرشد و معلّم و حدود وسطى محتاج باشد . اين همه چون پر و بال باشد مرغان را و آن قوم كه ايشان استعداد طيران دارند ايشان را نيز تا از امور طبيعى منقطع نگردند فيض نبود و لكن بر ايشان آسانتر بود .