تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسالة الطير ( با ترجمه ودوشرح سهلان ساوي 540 ق وشارح گمنام ) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
شيطانى و اين قوت بدان دو اعتبار كه گفتيم التفاتى بود . به قوت حيوانى نزوعى و قوت حيوانى متخيّله و متوهمّه . پس التفات أو باز پس بود و قوّت عامله را قياس و اعتبار بدان بود كه بالاتر از آن بود و پيش أو بود تا از آن چيزها منفعل شود و فايده گيرد و از آن قبول كند . پس دو وجه بود نفس ما را ، وجهى با بدن و نسبت با خلف كردن اولىتر ، پس بايد كه نفس بدين وجه به هيچ وجه از قوى بدنى منفعل نشود تا فاعل بود نه منفعل و اگر استيلا و استعانه اين قوّت عامله را باشد كه روى با بدن دارد و بقوى و افعال خاص طبيعى منفعل گردد شياطين أو را وسوسه كرده باشد و أو را فريفته ، پس اين وجه را از سلاحى ناگزير بود تا شياطين از آن مغلوب و مقهور باشد و چون شياطين به خلف سزاوارند ، سلاح هم از خلف بايد داشتن چون عقرب ؛ ديگر به وجه كه نسبت با مبادى اوّل دارد بايد كه هم دائم القبول باشد و بدان جواهر منفعل ، گردد اگر اين معانى به وجه وجوب تصور كنى رموز خواجه به آسانى بر تو مكشوف مىگردد .