تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى) — صفحة 431

مساهمون:

ص٤٣١
گرفت . چون رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم خواست سخن بگويد اشك چشم بر او غلبه كرد و نتوانست سخن بگويد ، فاطمه عليها السلام گريه شديدى كرد و على ، حسن و حسين عليهم السلام از گريه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم گريستند ، فاطمه عليها السلام عرض كرد : يا رسول اللَّه ! رشتهء دلم را بريدى و جگرم را با گريه‌ات آتش زدى اى سرور پيامبران از اولين و آخرين و اى امين پروردگار و فرستاده و پيامبر و حبيب او ! پس از تو فرزندان من چه كسى را دارند ؟ و پس از تو ذلّت و خوارى كه به من مىرسد ، براى برادرت على عليه السلام و ياور دين چه كسى هست ؟ چه كسى براى وحى و امر خدا هست ؟ سپس گريست و خود را روى بدن پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم انداخت و او را بوسيد و همين‌طور على ، حسن و حسين عليهم السلام خودشان را روى آن حضرت انداختند . پس سر مباركش را به سمت آنها بلند كرد درحالى كه دست فاطمه عليها السلام ميان دست آن حضرت بود ، دست وى را ميان دست على عليه السلام گذاشت وفرمود : يا اباالحسن ! اين امانت خدا و امانت رسول خدا محمّد صلى الله عليه و آله و سلم در نزد تو است ، رعايت خدا و مرا دربارهء او بكن و البته كه تو رعايت مىكنى . يا على ! به‌خدا سوگند كه اين بانوى زنان اهل بهشت از اولين و آخرين است . به‌خدا كه اين مريم كبراست . بدان كه به‌خدا سوگند من خود به اينجا نرسيدم تا از خداوند براى او و شما درخواست كردم و خداوند آنچه را كه خواستم به من مرحمت كرد . يا على ! آنچه را كه فاطمه عليه السلام فرمان داد انجام بده زيرا كه وى چيزهايى را فرمان مىدهد كه جبرئيل عليه السلام دستور داده است . يا على بدان كه من از كسى راضيم كه دخترم فاطمه عليها السلام از او راضى