تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
باشد ، پروردگارم و فرشتگان او نيز چنين هستند . يا على ! واى به كسى كه بر او ستم كند و واى به كسى كه حق او را غصب كند و واى به كسى كه درِ خانهء او را بسوزاند و واى به كسى كه خليل او را بيازارد و واى به كسى كه او را مشقّت دهد و با او بستيزد ! خدايا ! براستى من از آنها بيزارم و آنها نيز از من بيزارند سپس آنها را رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نام برد و فاطمه عليه السلام را و على ، حسن و حسين را به سينه چسبانيد . عرضه داشت : پروردگارا ! من براى اينان و هر كه از اينها پيروى كند در صلحم و ضامنم كه آنها وارد بهشت شوند و من دشمن و در ستيزم با كسى كه با ايشان دشمنى كند و بر ايشان ستم روا دارد و جلوتر از ايشان افتد يا از ايشان و شيعيانشان عقب بماند ، ضمانت مىكنم كه آنها وارد آتش دوزخ كردند . وانگهى يا فاطمه تا تو راضى نباشى من راضى نمىشوم ! سپس نه به خدا تا تو راضى نشوى من راضى نمىشوم . عيسى ضرير مىگويد : از امام كاظم عليه السلام پرسيدم و گفتم : مردم زياد نقل مىكنند كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به ابوبكر دستور داد تا با مردم نماز بخواند و پس از او به عمر فرمان داد ؟ امام عليه السلام مدتى سر به زير انداخت سپس فرمود : « اين طور كه گفته‌اند اين طور نيست بلكه يا عيسى تو در كارها زياد كنجكاوى و راضى نمىشوى تا حقيقت را كشف كنى » گفتم : پدر و مادرم به فدايت ! من تنها به اين منظور مىپرسم تا در دينم سودمند بوده و بصيرت پيدا كنم تا مبادا گمراه شوم درحالى كه نمىدانم و چه وقت مثل شما را پيدا كنم تا حقيقت را برايم فاش كند . پس امام فرمود : « چون بيمارى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم سنگين شد على عليه السلام را طلبيد و سرش را روى دامن او گذاشت و از هوش رفت ، وقت نماز شد و