برادران و خويشاوندانى كه در وصيّتنامه نام آنها را بردم چنين كارى را بكند از خدا و رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بيزار باشند و خدا و رسولش نيز از آنها بيزار و لعنت و غضب خدا بر آنها با لعنت همه لعنتكنندگان ، فرشتگان مقرّب ، پيامبران ، رسولان و همهء مؤمنان بر آنها باد !
هيچ زورمندى حق ندارد كه او را از عملى بازدارد ! براى او نزد من بدهكارى و غرامتى نيست و هيچكدام از فرزندانم نزدمن مالى ندارد . و او ( امام رضا عليه السلام ) هر چه گويد بايد تصديق شود زيرا اگر كم باشد او بهتر مىداند و اگر هم زياد باشد او راستگوتر است و من از وارد كردن نام فرزندان ديگرم در وصيتنامهام تنها احترام و بزرگداشت آنهاست .
كنيزان من كه از من فرزندانى دارند هر كدام در خانه مخصوص خود بمانند وعفّت و حجاب خويش را پاس دارند ، آنچه در زمان حيات من براى آنها خرج و نفقه بوده است به آنها داده شود ؛ آن هم به نظر وصىّ من على عليه السلام بستگى دارد . و هر كدام بيرون شد و شوهر كرد ديگر حقى ندارد كه به خانهء من برگردد مگر على عليه السلام نظر خاصّى داشته باشد .
دختران من نيز چنين باشند ؛ هيچكدام از برادران مادريشان و نه هيچ حاكمى حق ندارد بدون مشورت او ( على ) آنها را شوهر دهد ، اگر خلاف اين كند خدا و رسولش را مخالفت كرده است و در ملك او با او پيكار نموده است ، آرى آن وصىّ من به زناشويى قوم خود آشناتر است ؛ اگر خواهد شوهر دهد و اگر خواهد بدون شوهر گذارد ! من به آن دختران مطابق اين وصيّتنامه سفارش كردم و خدا را بر آنها گواه گرفتم ، آن وصىّ و امّاحمد هر دو شاهدند . احدى حق ندارد وصيّتنامه مرا باز كند و آن را منتشر سازد ولى او ( وصىّ من ) نسبت به وصيّتنامه من جز اين ،
مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى) — صفحة 219
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص٢١٩