على سرور فرزندان من است ، بدان كه من كنيهء خود را به او بخشيدم » .
هشام بن حكم با شنيدن سخن وى دست به پيشانيش كوبيد و گفت :
واى بر تو ! على بن يقطين چه حرفى زدى ؟ على بن يقطين گفت : بهخدا سوگند آنچه گفتم از او شنيدم . هشام گفت : من هم به تو خبر دهم كه امر امامت پس از آن حضرت با اوست . « 1 »
2 - از نعيم قابوسى به نقل از امام كاظم عليه السلام آورده است ، فرمود :
« پسرم علىّ بزرگترين فرزندانم و خوشرفتارترين آنها نزد من و از همه محبوبتر است و او در جفر با من هم نظر است ، درحالى كه نظر نكند در آن جز پيامبر يا وصىّ پيامبر » . « 2 »
3 - همو از داوود رقّى نقل كره است ، مىگويد : به امام كاظم عليه السلام عرض كردم : فدايت شوم ! من پير شدهام ، مرا از آتش جهنم نجات دهيد ! آن حضرت اشاره به پسرش ابوالحسن ، فرمود : « پس از من اين صاحب امر شماست » . « 3 »
4 - از محمّد بن اسحاق بن عمار نقل كرده است ، مىگويد : به امام كاظم عليه السلام گفتم : آيا مرا به كسى راهنمايى نمىفرماييد تا دين خودم را از او تعليم بگيرم ؟ فرمود : « اين پسر من على است ! روزى پدرم ( امام صادق ) دست مرا گرفت و مرا بر سر قبر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم برد و فرمود :
پسر عزيزم ! خداى عزّ و جلّ مىفرمايد :
« إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً »
« 4 » و به
هامش
( 1 ) - كافى : 1 / 311 .
( 2 ) - همان : 1 / 312 .
( 3 ) - همان .
( 4 ) - بقره / 30 : همانا من در زمين جانشين قرار مىدهم .