تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
تو نيز مىگذرد تا اينكه هر دو به روزى مىرسد كه پايان ندارد و آنجاست كه تبهكاران زيان مىبينند ! « 1 » 46 - يافعى در رخدادهاى سال 183 مىنويسد : آورده‌اند كه هارون چون قبر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را زيارت كرد ، گفت : سلام بر تو اى پسرعمو ! - از باب فخرفروشى به ديگران - موسى كاظم عليه السلام گفت : « سلام بر تو اى پدر ! » هارون با شنيدن سخن او رنگ چهره‌اش دگرگون شد ! نقل كرده‌اند كه هارون الرشيد مىگويد : كسى را در خواب ديدم گويى حسين عليه السلام بود با حربه‌اى كه در دست داشت به سر وقت من آمد و گفت : اگر همين الآن موسى بن جعفر را آزاد كردى چه خوب ، اگرنه با اين حربه ( مثل شتر ) تو را نحر مىكنم ! پس هم‌اكنون برو و او را آزاد كن ! و سى هزار درهم به او بده و بگو : اگر دوست دارى همين جا نزد ما بمانى و اگر خواستى به مدينه برگردى اختيار با شماست . چون نزد وى آمد و آنچه دستور داده بود به او داد موسى كاظم عليه السلام به او گفت : « من در عالم خواب ديدم كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نزد من آمد و فرمود : اى موسى ! تو را مظلومانه زندانى كرده‌اند ، اين كلمات را بگو . . . » او را اخبارى مشهور و حوادث كم‌نظير فراوانى است . « 2 »

شهادت امام عليه السلام

1 - ابوالعباس حميرى از حسن بن‌محمّد بن يسار نقل كرده است ،
هامش
( 1 ) - كامل التّواريخ : 6 / 164 . ( 2 ) - مرآة الجنان : 1 / 395 . جاى نقطه‌چين عين مطالب و دعاى آخر شماره ( 42 ) بود - م .
مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى) — صفحة 164 | الشيخ عزيز الله عطاردي / عطائى