تو نيز مىگذرد تا اينكه هر دو به روزى مىرسد كه پايان ندارد و آنجاست كه تبهكاران زيان مىبينند ! « 1 »
46 - يافعى در رخدادهاى سال 183 مىنويسد : آوردهاند كه هارون چون قبر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را زيارت كرد ، گفت : سلام بر تو اى پسرعمو ! - از باب فخرفروشى به ديگران - موسى كاظم عليه السلام گفت : « سلام بر تو اى پدر ! » هارون با شنيدن سخن او رنگ چهرهاش دگرگون شد !
نقل كردهاند كه هارون الرشيد مىگويد : كسى را در خواب ديدم گويى حسين عليه السلام بود با حربهاى كه در دست داشت به سر وقت من آمد و گفت :
اگر همين الآن موسى بن جعفر را آزاد كردى چه خوب ، اگرنه با اين حربه ( مثل شتر ) تو را نحر مىكنم ! پس هماكنون برو و او را آزاد كن ! و سى هزار درهم به او بده و بگو : اگر دوست دارى همين جا نزد ما بمانى و اگر خواستى به مدينه برگردى اختيار با شماست . چون نزد وى آمد و آنچه دستور داده بود به او داد موسى كاظم عليه السلام به او گفت : « من در عالم خواب ديدم كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نزد من آمد و فرمود : اى موسى ! تو را مظلومانه زندانى كردهاند ، اين كلمات را بگو . . . » او را اخبارى مشهور و حوادث كمنظير فراوانى است . « 2 »
شهادت امام عليه السلام
1 - ابوالعباس حميرى از حسن بنمحمّد بن يسار نقل كرده است ،
هامش
( 1 ) - كامل التّواريخ : 6 / 164 .
( 2 ) - مرآة الجنان : 1 / 395 . جاى نقطهچين عين مطالب و دعاى آخر شماره ( 42 ) بود - م .