تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
بن يقطين كه در اتاقى خلوت وضو مىگرفت و نماز مىخواند ، همين كه وقت نماز فرا رسيد ، هارون پشت ديوارى ايستاد به‌طورى كه على بن يقطين را ببيند ولى او هارون را نبيند . ديد كه او آب وضو خواست ، سه‌بار مضمضه و سه بار استنشاق كرد و سه مرتبه صورتش را شست و بين موهاى محاسنش را گشود و دستها را سه بار تا مرفق شست و سر و گوشهايش را سه مرتبه مسح كرد ! و هارون همچنان نگاه مىكرد . همين كه ديد چنان كرد نتوانست خوددارى كند خودش را به او نماياند و با صداى بلند گفت : اى على بن يقطين ! دروغ گفت آن‌كه پنداشت تو رافضى هستى ! و حال او در نزد وى خوب شد . نامه‌اى از امام عليه السلام بدون مقدمه رسيد كه از هم‌اكنون وضوى خود را طبق فرمان خدا بگير ! صورت خود را يك بار به‌عنوان واجب و بار ديگر به‌خاطر شادابى بشوى و دستها را از مرفق بشوى و جلوى سر و روى پاها را از مازاد رطوبت وضويت مسح كن ! آنچه بيم آن مىرفت از تو بر طرف شد والسّلام » . « 1 » 23 - همو نقل كرده ، مىگويد : على بن اسماعيل از مدينه رفت و خودش را به يحيى بن خالد رساند و اخبار مربوط به موسى بن جعفر عليهما السلام را به او گفت و او به هارون منتقل كرد . و پس از آن على بن اسماعيل را نزد وى برد . هارون از عمويش ( موسى بن جعفر ) پرسيد ، سعايت كرد و گفت : او اموالى دارد كه از شرق و غرب براى او مىآورند و مزرعه‌اى به نام يسير به سى هزار دينار خريده و به صاحب مزرعه مىخواست مال را بدهد ، او
هامش
( 1 ) - ارشاد : ص 275 .
مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى) — صفحة 137 | الشيخ عزيز الله عطاردي / عطائى