تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل أبو الحسن العامري — صفحة 2

مساهمون:

ص٢
مكتب نو افلاطونى در جهان اسلام است . براي آنكه اين كتاب از هر نظر براي پژوهندگان فلسفهء اسلامى مفيد باشد ، بهتر ديديم كه بررسى مفصّلى دربارهء زندگى عامري در نيشابور وبلخ وسمرقند ونخشب وبخارا ورى وبغداد به عمل آوريم ودر بازشناسى شخصيت حقيقي پدر أو ، قاضى ووزير ، أبو ذر ، واثبات عربى بودن أصل وخاندان أو « 1 » ومذهب حنفي وعقيدهء سنى ماتريدى وى به كمك قرائن قوى واستوار كه در اختيار داريم ، پيشگفتارى مفصل ترتيب دهيم . در اين بررسى أوضاع وأحوال سياسي وفرهنگى قرن چهارم هجرى را در شهرهاى رى وخراسان ( بويژه نيشابور وبلخ ) وشهرهاى ما وراء النهر ( بويژه بخارا وسمرقند ) مورد مطالعهء عميق قرار داديم ، ودر واقع فرضيات ما دربارهء عامري وسيرهء فلسفي وفرهنگى وچگونگى شكل‌گيرى شخصيت أو ، عمدة ، مبتنى بر تحليل تاريخي همين أحوال بوده است . از اين جهت براي خواننده ، اين حق محفوظ است كه در كمّ وكيف مواردى كه اين فرضيه‌ها مبتنى بر آن است بررسى دقيق به عمل آورد ودر صورت دست‌يابى به مدارك جديد أحيانا بعضي از فرضيه‌هاى ارائه شده را نقض نمايد يا بر عكس آنها را به طور قطعي اثبات كند وأهل تحقيق را در دست‌يابى به حقايق يا فرضيات جديد يارى كند . كوشش ما به طور عمده بر اين أساس استوار بوده كه أوضاع فرهنگى شهرهايى را كه عامري در آنها زيسته وحكومتهايى را كه با آنها معاصر بوده ودر دربارشان رفت وآمد داشته است همراه با جهت‌گيرىهاى كلامي وفلسفي وشخصيتهاى مهم هر شهر وهر يك از مراكز حكومتى بررسى كنيم وهر گونه بهره‌گيرى وتأثرى را كه عامري از آنها داشته است ، معلوم سازيم وچنان كه در اين زمينه موفق شديم صحّت انتساب كتاب السعادة والاسعاد را به أو اثبات كنيم ومطالب بسيارى دربارهء زندگى وى در بخارا تا آغاز ربع چهارم از قرن چهارم هجرى به دست آوريم . از جمله حضور أو در مجالس علمي أمير نوح بن نصر سامانى وارتباط أو با رجال وشخصيتهاى دولت سامانى مانند أبو الحسن بن سيمجور وأبو الحسين عتبى وجز ايشان ، وشناخت شخصيت حقيقي پدر عامري ، أبو ذر ، واحتمال وجود رابطه‌اى بين أو وبعضي از نحله‌هاى كلامي آن عصر ، بويژه نهضت اسماعيليه وماتريديه واشعريه ؛ همچنين ثابت كرديم كه پدر عامري با رجال نامى اين فرقه‌ها ارتباط داشته وبا دانشمندان بزرگ آن روزگار
هامش
( 1 ) در اين گونه موارد به دلايل نويسندهء كتاب چندان نمىتوان اعتنا كرد ، چون أغلب نويسندگان عرب نسبتهاى ولايى را بنا بر علايق ملّى خود نسبت نژادى واقعي تصور مىكنند وهمين كه نامى منسوب به قبيله‌اى يافتند صاحب نام را از آن قبيله مىشناسند . - م .