است . « 1 »
داستان ابن هند
125 - ابن شهرآشوب از امام باقر عليه السلام نقل كرده است ، فرمود : « ابن هند وقت راه رفتن متكبّرانه راه مىرفت ، با خشم و غضبناك بيرون آمد ، در حالى كه دست راست خود را روى شانه عبداللَّهبن قيس اشعرى و دست چپ روى مغيرةبن شعبه گذاشته بود و مىگفت : به خدا سوگند كه سخن محمّد صلى الله عليه و آله و سلم را باور نمىكند و به ولايت على ايمان ندارد . اين آيه نازل شد :
« فَلا صَدَّقَ وَ لا صَلَّى . . . »
« 2 » پس رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم تصميم گرفت كه اگر دوباره اينها را بگويد ، او را بكشد ، جبرئيل نازل شد و گفت :
« لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ »
« 3 » پس رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم از او سخن نگفت » . « 4 »
حديث ارواح
126 - مجلسى از محمّد به نقل از امام باقر عليه السلام آورده است ، مىفرمايد :
« خداى عزّوجلّ در زمين از زمانى كه آفريده است هفت عالم خلق كرده است كه هيچ كدام از فرزندان آدم در آنها نيستند ؛ آنها را از روى زمين آفريد و در آنجا يكى پس از ديگرى را با عالم خود ساكن كرد سپس خداوند پدر اين بشر و ذريّه او را از وى آفريد .
نه به خدا سوگند ، بهشت را از زمانى كه خداوند آفريده است از ارواح
هامش
( 1 ) - مناقب : 1 / 432 .
( 2 ) - قيامت / 31 : هرگز ايمان نياورد و نماز نخواند .
( 3 ) - همان / 16 : زبانت را با عجله براى خواندن قرآن حركت نده !
( 4 ) - مناقب : 1 / 537 .