تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى) — صفحة 423

مساهمون:

ص٤٢٣
بر اهل بيت تو پس از تو ! اين امّت تو همچون اسيران كفّار ما را اسير كردند در صورتى كه گناهى نداشتيم جز علاقه و گرايش به اهل بيت شما ! سپس گفت : اى مردم ! چرا مرا اسير كرديد در حالى كه ما به شهادتين اقرار داريم ؟ ! زبير گفت : به خاطر حق خدا ( زكات ) كه در دست شما بود و شما نداديد ! حنفيّه گفت : گيرم كه مردان زكات ندادند تقصير زنان چيست ؟ طلحه جامه‌اى روى او انداخت و خالد نيز جامه‌اى ( به مفهوم خواستگار بودن ) آن زن گفت : اى مردم ! من برهنه نيستم كه مرا مىپوشانيد و گدا هم نيستم كه به من صدقه دهيد ! زبير گفت : آن هر دو خواستگار شما هستند ! گفت : هيچ كس از شما دو نفر نمىتوانيد همسر من باشيد مگر كسى كه بگويد : من وقت به دنيا آمدنم از شكم مادرم چه گفتم ؟ اميرالمؤمنين عليه السلام آمد و صدا زد : خوله ! من آن كلام را وقت خطاب شنيدم چون مادرت به تو حامله بود و درد زايمان گرفت و كار بر او سخت شد ، صدا زد : خداوندا اين مولود مرا سالم نگهدار ! دعاى او باعث نجات تو شد و چون به دنيا آمدى همانجا به صداى بلند گفتى : لا إله الا اللَّه محمّد رسول اللَّه ؛ مادر ! چرا بر من نگرانى و دعا مىكنى به زودى آقايى همسر من خواهد شد و از او پسرى خواهم داشت ، اين كلام را مادرت در لوح مسى نوشت و همانجا كه به دنيا آمدى زير خاك كرد و چون شبى فرا رسيد كه مادرت از دنيا رفت ، آن را به تو وصيّت كرد و چون وقت اسارتت شد ، غمى نداشتى جز برداشتن آن لوح كه آن را برداشتى و به بازويت بستى ، آن لوح را بده ! منم صاحب آن لوح و منم اميرمؤمنان و منم پدر آن پسر با ميمنت و نام او محمّد است !
مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى) — صفحة 423 | الشيخ عزيز الله عطاردي / عطائى