آنگاه از او پرسيد : دوشيزهاى يا شوهر كرده ؟ گفت : دوشيزهام .
فرمود : « چگونه در دست اين برده فروشان چنين هستى ؟ گفت : هرگاه قصد مرا مىكرد پيرمردى به سراغ او مىآمد و همچنان به صورتش سيلى مىزد تا مرا به خودم وا مىگذاشت ، و چون برده فروش آن را خريد ، همسرش كه از اهل كتاب بود ! او را ديد ، گفت : به زودى اين كنيز تو گرامىترين خلق روى زمين را به دنيا مىآورد ! » « 1 »
فدك
123 - همو مىگويد : از امام باقر عليه السلام پرسيدند : به چه دليل اميرالمؤمنين عليه السلام فدك را پس از زمامداريش واگذارد ؟ فرمود : « به دليل پيروى از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم كه چون مكه را فتح كرد ديد عقيل خانهء آن حضرت را فروخته است ، پرسيدند : آيا به خانهء خود بر نمىگردى ؟
فرمود : مگر عقيل براى ما خانهاى گذاشته است . ما اهل بيت چيزى را كه به ستم از ما گرفتهاند باز نمىگيريم » . « 2 »
خوله حنفيّه
124 - ابن شهرآشوب مىگويد : به امام باقر عليه السلام گفتند : پدر شما به امامت و رهبرى آن دو نفر رضايت داشت چون اسير آنها را حلال شمرد و به جابر انصارى فرمود : جابر ! ديدى آن زن حنفيّه رو به سمت قبر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم كرد و آه و ناله كرد و گفت : درود بر تو يا رسول اللَّه ! و
هامش
( 1 ) - مناقب : 1 / 187 .
( 2 ) - همان : 1 / 190 .