از پيش و پهلوى راست و از پهلوى چپ با احترام مىبرند تا به دروازهء بزرگ بهشت مىرسانند و بر دروازه بهشت درختى است كه زير يك برگ آن هزار تن از مردم سايه مىگيرند و از طرف راست آن درخت چشمه پاكيزه تميزى است كه از آن شربتى مىخورند ، خداوند دلهايشان را از حسد پاك مىكند و از روى بدن موهايشان مىريزد و آن است كه خداوند مىفرمايد :
« وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً »
« 1 » از همان چشمهء پاكيزه !
سپس به سمت چشمهء ديگرى از طرف چپ آن درخت بر مىگردند و در آن خود را مىشويند و آن عين الحياة ( چشمهء زندگانى ) است پس از آن هرگز نمىميرند ! سپس آنها را جلوى عرش نگاه مىدارند در حالى كه براى هميشه از آفتها و دردها ، گرما و سرما ايمناند . پس خداوند جبّار ( پرجبروت ) به فرشتگان همراه ايشان مىفرمايد : دوستان مرا به بهشت ببريد و با ديگر خلايق نگاه نداريد ! زيرا كه خشنودى من بر آنها سابقهدار است و رحمت من بر ايشان واجب ! چگونه بخواهم آنها را با اهل خوبى و بدى نگهدارم ؟ ! پس فرشتگان آنها را به سوى بهشت مىبرند همين كه به دروازه بزرگ بهشت رسانند فرشتگان حلقه در بهشت را چنان بزنند كه صدايى كند كه آن صدا به گوش همهء حوريانى برسد كه خداوند آنها را براى اولياى خود در بهشت مهيّا كرده است ، چون صداى حلقه در را بشنوند به جانب ايشان بشتابند و به يكديگر گويند : اولياى ما آمدند پس در به روى آنها باز مىشود و وارد بهشت مىگردند .
هامش
( 1 ) - انسان / 21 : و پروردگارشان شراب طهور به آنها مىنوشاند .