تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى) — صفحة 378

مساهمون:

ص٣٧٨
و چون ولىّ خدا در منازل خويش در بهشت مستقر شود ، فرشتهء موكّل به باغهاى او ، اذن ورود بطلبد تا كرامت خداى عزّوجلّ را بر او تبريك گويد ، خدمتكاران آن مؤمن از پسران و دختران نابالغ بگويند : همانجا باش كه ولىّ خدا به تخت خود با همسر حورى خود كه براى او مهيّا شده ، تكيه داده است پس براى ولىّ خدا صبر كن ! همسر وى كه حورى بهشتى است از خيمهء خود براى او بيرون آمده در حالى كه غِلمان اطراف او را گرفته به سمت ولىّ خدا در حالى حركت مىكند كه هفتاد زيور بافته از ياقوت ، مرواريد و زبرجد بر تن و خود از مشك و عنبر ، بر سرش تاج كرامت و كفشهايش از طلاى ياقوت و مرواريد نشان ، بند كفشها از ياقوت سرخ است . چون نزديك ولىّ خدا رسد ، بخواهد از شوق او بلند شود ، مىگويد : اى ولىّ خدا امروز روز رنج و زحمت تو نيست ، بلند نشويد كه من مال شما و شما مال منيد . پس يكديگر را پانصد سال از سالهاى دنيا در آغوش مىگيرند ، هيچ كدام افسرده نمىشوند و چون فاصله اندكى آن هم بدون ملال مىشود به گردن وى نگاه مىكند مىبيند گلوبندهايى از جواهر تازه از ياقوت سرخ كه در ميانيش لوحى است از در كه در آن نوشته شده : تو ولىّ خدا دوست منى و من حورى و دوستدار تو ، جان من تقديم تو و جان تو وابسته به من است ! سپس خداوند هزار فرشته را براى تبريك ورود وى به بهشت و تزويج با حوريان مىفرستد ! پس به اوّلين در باغهاى او مىرسند ، به فرشتهء موكّل درهاى باغها مىگويند : براى ما از ولى خدا اذن ورود بگير كه خداوند ما را براى تبريك وى فرستاده است ، فرشته به ايشان