دست اشاره به گلو كرد - برسد . و اگر زنده باشى چيزى مىبينى كه خداوند بدان وسيله چشمت را روشن كند و در مقام بالا با ما باشى ! » .
پيرمرد گفت : اللَّه اكبر اى ابوجعفر ( كنيه امام باقر ) ! اگر من بميرم بر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و على ، حسن ، حسين و علي بن حسين عليهما السلام وارد مىشوم و چشمم روشن و قلبم خنك و دلم شاد مىشود و با روح و ريحان و كرامالكاتبين روبرو مىشوم ؟ اگر جانم به اينجا ( گلو برسد ) و اگر هم زنده باشم چيزى را مىبينم كه خداوند بدان وسيله چشمم را روشن كند و با شما در مقام بالا مىباشم ؟ !
سپس پيرمرد شروع به ناله و گريه كرد تا آنجا كه به زمين چسبيد و رو به اهل خانه ( حاضران ) كرد در حالى كه آنها نيز با ديدن حال پيرمرد ناله و گريه سر دادند و رو به امام باقر عليه السلام كرد كه با انگشتانش اشكهايش را از اطراف چشمان خود پاك مىكرد .
آنگاه پيرمرد سرش را بلند كرد و به امام باقر عليه السلام عرض كرد : يابن رسول اللَّه ! دستتان را به من بدهيد خدا مرا فداى شما كند ! امام عليه السلام دستش را به او داد ، دست امام را بوسيد و روى چشمان و صورتش گذاشت سپس پيراهن از شكم و سينهاش بلند كرد و دست آن حضرت را روى شكم و سينهاش گذاشت ، آنگاه بلند شد و گفت : خداحافظ شما ! و امام باقر عليه السلام از پشت سر نگاه مىكرد در حالى كه او به پشت نگاه مىكرد و بعد امام عليه السلام صورتش را برگرداند و رو به آن افراد مجلس كرد و گفت :
« هر كه دوست دارد به مردى از اهل بهشت نگاه كند بايد به اين مرد نگاه
مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى) — صفحة 366
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص٣٦٦