كند . » حكم بن عينيه گفت : هرگز واقعهاى نظير اين انجمن را نديدهام . » . « 1 »
داستان زياد اسود
30 - محمّدبن يعقوب ( كلينى ) از بريدبن معاويه نقل كرده است ، مىگويد : در منى داخل خيمهء امام باقر عليه السلام بودم نگاهى به زياد اسود كرد ، ديد پا ندارد ، دلش به حال او سوخت ، پرسيد : « چرا پاهايت اين طور شده است ؟ » زياد گفت : سوار بر شتر جوان تندروى آمدم و تمامى راه را با آن طى كردم ! امام عليه السلام به حال او رقت كرد و زياد در آن حال عرض كرد : من از دست گناهان خود رنج مىبردم تا آنجا كه گمان كردم هلاك شدهام ولى بر ياد محبّت شما افتادم ، اميدوار به نجات شدم و غمم بر طرف شد .
امام باقر عليه السلام پس از شنيدن سخن وى فرمود : « و آيا دين چيزى جز محبّت است ؟ خداى تعالى فرموده است :
« حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمانَ وَ زَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ »
« 2 » و نيز مىفرمايد :
« إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ »
« 3 » و فرموده است :
« يُحِبُّونَ مَنْ هاجَرَ إِلَيْهِمْ »
« 4 » . مردى خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم آمد ، عرض كرد : يا رسول اللَّه ! من نماز خوانان را دوست دارم ولى خود نماز نمىخوانم و روزه داران را دوست دارم ولى خود روزه نمىگيرم ؟
رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : تو با كسانى كه دوست دارى محشور مىشوى و آنچه كسب كنى از آنِ تو است . فرمود : « چه مىجوييد ؟ و چه
هامش
( 1 ) - كافى : 8 / 76 .
( 2 ) - حجرات / 7 : خداوند ايمان را محبوب شما قرار داده ، و آن را در دلهايتان زينت بخشيده است .
( 3 ) - آل عمران / 31 : بگو ! اگر خدا را دوست مىداريد از من پيروى كنيد تا خدا شما را دوست بدارد !
( 4 ) - حشر / 9 : هر مسلمانى را به سوى ايشان هجرت كنيد دوست مىدارند .