است ، فرمود : « رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم براى ديدن اسبها بيرون آمد ، به قبر ابواحيحه رسيد ، ابوبكر گفت : خدا صاحب اين قبر را لعنت كند ! به خدا سوگند كه او از راه خدا جلوگيرى مىكرد و رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را تكذيب مىنمود ، پسرش خالد گفت : خدا ابوقحافه ( پدر ابوبكر ) را لعنت كند به خدا سوگند كه مهمانپذير نبود و با دشمن پيكار نمىكرد پس خدا هر كدام از آن دو را كه قبيلهاش را بيشتر خوار مىساخت لعنت كند !
رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم لجام مركبش را به گردنش انداخت سپس فرمود :
شما اگر مشركان را بررسى مىكنيد ، همگانى كنيد و اختصاص ندهيد تا فرزندش ناراحت شود !
سپس ايستاد ، اسبها را بر آن حضرت عرضه كردند ، اسبى را آوردند عيينة بن حصن گفت : از خصوصيّات اين اسب چنين و چنان است ! رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « ما را بگذار كه خود بهتر از تو مىدانيم ! عيينيه گفت :
من مردها را بهتر از شما مىشناسم ! پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم عصبانى شد به حدى كه خون در صورتش ظاهر شد ! فرمود : كدام مرد بهترين است ؟ عيينةبن حصن گفت : مردانى كه در نجد شمشيرها را به گردنشان و نيزهها را بر ترك اسبهاشان مىگذارند و پا بر پهلوى اسبشان مىزنند ( به ميدان جنگ مىتازند ) .
رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : دروغ گفتى بلكه مردان يمنى بالاترند ، ايمان يمنى ، حكمت يمنى ( بالاتر است ) و اگر هجرت نبود من مأمور به اهل يمن بودم ! ظلم و سنگدلى در ميان متكبّران ؛ بيابان نشينان قبيلهء ربيعه و مضر از آغاز طلوع خورشيد است و قبيله مذحج بيشترين قبيلهاى است كه وارد بهشت مىشود ، مردم حضرموت بهتر از عامربن صعصعه است - و به
مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى) — صفحة 363
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص٣٦٣