تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دو رساله فلسفى عين الحكمة وتعليقات — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
تمام ماهيّت آتش است يا جزء ماهيّت آتش است يا نه ؟ » « 1 » جواب اين است كه آتش نيست به وجود داشتن آتش ؛ يعنى وجود داشتن نه تمام ماهيّت آتش است و نه جزء ماهيّت آتش . « 2 » و « 3 » همچنين اگر سؤال كنند از آتش به عنوان هل مركّب كه : « آتش به آن چيزى « 4 » كه آتش است ، واحد است يا واحد نيست ؟ » جواب نيز سلب است ؛ به اين معنى كه آتش نيست به آن چيزى كه « 5 » آتش است واحد ؛ يعنى واحد « 6 » بودن نه تمام ماهيّت آتش است و نه جزء ماهيّت آتش . « 7 » از جهت اينكه آن چيزى كه آتش به او آتش است ، جنس و فصل آتش است . واحد بودن ، نه جنس آتش است و نه فصل او و نه مجموع جنس و فصل او . اگرچه آتش ، بلكه هيچ ماهيّتى « 8 » خالى از صدق احد طرفين « 9 » نقيض نتواند بود . امّا هيچ يك از طرفين « 10 » نقيض تمام ماهيّت او يا جزء ماهيّت او نيست . بالجمله : هر ماهيّتى به آن حيثيت كه آن ماهيّت به او آن ماهيّت است « 11 » نيست مگر آن ماهيّت ؛ و هر چه غير آن چيز است خارج است از او ، اگرچه لازم او باشد . « 12 » از جهت اينكه صدق لازم ماهيّت بر ماهيّت و « 13 » صدور لازم ماهيّت از ماهيّت « 14 » ، بعد از بودن ماهيّت است ؛ و دانسته شد كه بودن ماهيّت خارج است از ماهيّت .
هامش
( 1 ) . ( ل ) : - يعنى وجود داشتن . . . . يا نه .
( 2 ) . ( س ) : و نه جزء او .
( 3 ) . ( س ) : - و .
( 4 ) . ( ل ) : به آن چيز .
( 5 ) . ( ل ) : يا آن چيزى كه .
( 6 ) . ( م ) : - واحد .
( 7 ) . ( س ) : - ماهيّت آتش .
( 8 ) . ( م ) : - بلكه هيچ ماهيّتى .
( 9 ) . ( م ) : خالى از طرفى صدق احد .
( 10 ) . ( م ) : طرفى .
( 11 ) . ( م ) : - است .
( 12 ) . ( س ) : - از جهت اينكه آن چيزى . . . . باشد .
( 13 ) . ( ل ) : - صدق لازم ماهيّت بر ماهيّت و .
( 14 ) . ( ل ) : ماهية اين ماهية .
دو رساله فلسفى عين الحكمة وتعليقات — صفحة 123 | مير قوام الدين محمد رازى تهرانى