تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اجوبة المسائل النصيرية ( 20 رسالة ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
آيد ، كه معلول اوّل ، معلول اوّل نبود ، واگر بعضي از اين أمور عدمي فرض كنند لازم آيد كه عر عدميّات مبادى أولى موجودات بوده ، أولى باشد ، پس سدّ باب وجود علّت أولى لازم آيد . 2 - هيج حركت منفكّ از بطء وسرعت موجود نتواند بود ، چنان كه مقرر است وتجدّد بطء وسرعت إلّا به زمان نتواند بود . پس زمان از جملهء مشخّصات هر يك از حركات محصّل باشد . وچون چنين باشد نشايد كه زمان معلول حركت معيّن بوده ؛ چه شخص محال بود كه معلول متشخّص بود ، از جهت وجود تقدّم علّت بر معلول . اگر گويند : نه هيولى با تقدّم صورت ، بر وجهي از وجوه عليّت از أسباب تشخّص صورت است . گوئيم : صورت ، من حيث الصّورة ، مقدّم است بر هيولى ، من حيث صورة معيّنة ، مشخّص به هيولى است ؛ ودر موضع مذكور ، حركت ، من حيث هي حركت ، علّت وجود زمان نيست ، بلكه حركت معيّن محصّل از جملهء حركات خاصّ به عليّت زمان است ، پس اشكال اين معارضه مندفع شود . 3 - هر دائره كه محيط أو حامل مركز دائرهء ديگر باشد ومتحرّك شود به حركت وضعي بسيط متشابه وتحريك دائرهء محمول كند به همان حركت مركز حامل را به ضرورت ، سه خاصيّت لازم آيد . اوّل تساوى زواياى حادث از حركات متساوي بر حوالي أو . دوم تساوى ابعاد مركز محمول از أو در همه أحوال . سم دوام محاذاة قطري بعينه از أقطار محمول أو را . وچون اين سه قاعده مقرّر شد ، حكم علم أهل هيأت متعلق اين سه خاصيّت به سه نقطهء مختلف در أفلاك قمر وديگر كواكب ، واين مركز حامل ومركز حامل ونقطهء محاذاة با مركز معدّل منير ومركز حامل موجب ارصاد ايشان مقتضى جواز خرق والتيام خرقى كه تدوير در وى متحرك باشد يا خلوّ موضع حركت موجود بر ضدّ آن حركات مختلف متشابه از يكى باشد . وهمه اقسام بيرون قسم آخر به نزد
اجوبة المسائل النصيرية ( 20 رسالة ) — صفحة 275 | خواجه نصير الدين الطوسي