نامگذارى پر فروغت ، به وحدانيّت كبرايت متوجّه كردهام ؛ آن وحدانيّتى كه گذشتگان و واگذشتگان به آن نرسيدند .
خدايا ! من به حجاب اعظمت و به كلمات تامّهء برترت كه سراى بلا ( دنيا ) را از آن آفريدى و هر كه دوست داشتى به بهشت برين جا دادى .
خداوندا ! من به سابقين و صديقّين اصحاب يمين از مؤمنان كه عمل صالح را با عمل ناپسند ديگرى درآميختند ايمان دارم مبادا جز ايشان را دوست من گردانى و در فرداى قيامت موقعى كه رضايت خود را به فصل القضا مقدم دارى بين من و ايشان جدايى اندازى .
خدايا من به نهان و آشكار ايشان و سرانجام اعمالشان ايمان دارم زيرا كه تو هرگاه اراده كنى بدانجا اعمال را ختم مىكنى . اى خدايى كه اقرار به وحدانيّت خود را به ارمغان دادى و معرفت به ربوبيّت خود را به من عطا كردى و مرا از شك و نابينايى خلاص كردى ! به پرودرگارى تو و به حجّت بودن برگزيدگانت و راهنمايى پيامبران و سفيرانت كه هماكنون درحجابند و به فرمانروايى پرهيزگاران راضيم و فرمان تو را شنوا و مطيعم ! » . « 1 »
تا اينجا بود پايان عهدنامهء مزبور .
دعاى زراعت
1 - طبرسى از امام باقر عليه السلام نقل كرده است ، فرمود : « چون خواستى زراعتى بكنى ، مشتى بذر بردار سپس رو به قبله بايست و بگو :
هامش
( 1 ) - مهج الدّعوات : ص 334 .