جمعى از اعضاى خانواده و غلامان برگشت كه مىگريستند و به پدرم مىگفتند كه خانهء شما سوخت ! فرمود : هرگز به خدا سوگند كه نسوخته و من دروغ نمىگويم بلكه با آنچه در اختيار دارم از شما مطمئنترم و از آنچه شما با چشمتان ديدهايد اطمينان من بيشتر است ! » پدرم برخاست من به همراه او تا به خانههاىمان رسيديم در حالى كه آتش از راست و چپ و از همه اطراف خانهمان شعله مىكشيد ، پدرم راه خود را به طرف مسجد كج كرد و به سجده افتاد و در سجدهاش مىگفت : خدايا به عزّت و جلالت سوگند كه سر از سجده بر نمىدارم مگر آتش را خاموش كنى !
امام صادق عليه السلام مىگويد : عرض كردم : پدرجان فدايت شوم ! اين چه بود ؟ فرمود : پسرم ما از علم رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم گنجى را به ارث بردهايم كه از دنيا و آنچه از مال و جواهر و گرامىترين چيزها و اسلحه و اسب و نيروى انسانى در دنياست بالاتر و بهتر است .
گفتم : پدرجان فدايت شوم آن گنج چيست ؟ فرمود : سرّى است از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم كه جبرئيل براى محمّد صلى الله عليه و آله و سلم آورد و محمّد صلى الله عليه و آله و سلم به برادرش علىّ و فاطمه عليهما السلام آموخت و ما از پدرانمان آن را به ارث بردهايم و آن دعاى كاملى است كه هر كس در هر روز آن را پيش روى خود مقدّم بدارد ( بخواند ) خداى عزّوجلّ صد هزار فرشته را بر او بگمارد كه مال و جان و فرزندان و جسم او را و كسان مورد توجه او را از غرق شدن ، سوختن ، سرقت ، ويران شدن ، به زمين رفتن و نسبت ناروا نگهدارند و شيطان را از او بازدارد و سحر ساحران و كيد كيدكننده و حسد حسود در او اثر نكند و در امان خداى عزّوجلّ است و خداوند او را ثواب هزار صديق را دهد و اگر در همان روز بميرد انشاءاللَّه وارد بهشت
مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى) — صفحة 395
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص٣٩٥