تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
همگان از اين موضوع در شگفتند و به راستى اين موضوع از مواردى است كه بايد در آن انديشيد و پند گرفت . » شرح ابن ابى الحديد : امير المومنين عليه السلام داراى خويهاى متضاد بوده است و از جمله همين مطلبى است كه سيد رضى آورده و جاى شگفتى است ، زيرا خوى و سرشت غالب بر مردم شجاع و دلاور و گستاخ و جنگجو ، اين است كه سنگدل و سركش و دلير و غافلگير كننده‌اند ، و خوى و سرشت غالب بر مردم زاهد و پارسا ، كه دنيا را كنارى افكنده و از خوشيهاى آن دورى گزيده‌اند و به موعظهء مردم و بيم دادن ايشان از رستاخيز و به ياد آوردن مرگ سرگرمند ، اين است كه مردمى مهربان و نرم و دل نازك و نرم خويند و اين دو حالت متضاد است و حال آنكه هر دو براى على ( ع ) جمع و فراهم بوده است . ديگر از خويها ، كه بر شجاعان و اشخاص خونريز غلبه دارد ، اين است كه درنده خوى و داراى طبع و غرائز وحشيانه‌اند و پارسايان و ارباب وعظ و آنان كه دنيا بر يكسو نهاده‌اند ، معمولا تند خوى و ترش روى و از مردم رمنده و گريزانند ، و امير المومنين عليه السلام با آنكه شجاع ترين همه مردم و در جاى خويش از خونريزترين مردم است ، پارساترين مردم و از همگان از خوشيهاى اين جهانى كناره‌گيرتر است و از همگان بيشتر پند و اندرز داده و مردم را متوجه رستاخيز و عقوبتها فرموده و از همگان در عبادت و انجام اعمال عبادى كوشاتر بوده است و با وجود اين ، اخلاق او از همهء جهانيان لطيف تر و چهره‌اش گشاده‌تر و خنده‌روتر و شوخ تر بوده است . از گرفتگى و هر گونه خوى رمنده و ترش رويى و خشونت و سنگدلى ، كه موجب رميدن جان و كدورت دل گردد ، سخت به دور بوده است ، چندان كه چون هيچ عيب و دستاويزى در او نيافتند ، همين گشاده رويى و شوخ طبعى او را مايهء سرزنش حضرتش قرار دادند و براى آنكه مردم را از او متنفر سازند به اين بهانه دست يازيدند ، و حال آنكه اين خود مايهء افتخار اوست و اين موضوع به راستى از عجايب و امور لطيف اوست . ديگر آنكه معمولا اشخاص نژاده و كسانى كه از خاندانهاى رياست و سرورى هستند اهل تكبر و بزرگ منشى و گزافه‌گويى و ستمگرى هستند ، به ويژه كه علاوه بر جهت نسب و تبار ، از جهات ديگر هم داراى امتياز باشند . امير المومنين على ( ع ) تبلور راستين شرف و كان پر عمق آن بوده است . هيچ دوست و دشمن در اين