تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 36

مساهمون:

ص٣٦
است : « اى مردان واى بر اين سوگ پر گداز كه دستم را بريد و دوست مى داشتم كه اى كاش سرم را مى بريد . همواره از آشاميدن اين جام بلا بر حذر بودم و سرانجام آن را همراه ديگر جامهاى بلا آشاميدم . . . » فخار بن معد علوى موسوى ، كه خدايش رحمت كناد ، براى من نقل كرد كه شيخ مفيد ابو عبد الله محمد بن نعمان ، كه فقيه و امام است ، در خواب چنين ديد كه حضرت فاطمه دختر رسول خدا ( ص ) به مسجد او در محلهء كرخ بغداد آمد و دو پسرش امام حسن و امام حسين عليهما السلام را در حالى كه كودك بودند آورد و به شيخ سپرد و فرمود : به اين دو فقه بياموز . شيخ شگفت زده از خواب بيدار شد . بامداد آن شب ، چون روز برآمد ، فاطمه دختر ناصر ، در حالى كه كنيزكانش بر گرد او بودند و دو پسرش محمد رضى و على مرتضى را همراه داشت به مسجد شيخ مفيد آمد . شيخ بر پا خاست و به فاطمه سلام داد . فاطمه گفت : اى شيخ اينان دو پسر منند . پيش تو آورده‌ام تا به آنان فقه بياموزى . مفيد گريست و خواب خود را براى فاطمه نقل كرد و تعليم فقه را بر آن دو به عهده گرفت و خداوند بر آن دو نعمت بخشيد و براى آنان چنان درهايى از علوم و فضائل گشود كه در سراسر گيتى شهره شدند و تا روزگار باقى باشد نامشان باقى خواهد بود .