تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧

مقدمهء سيد رضى بر نهج البلاغه

سيد رضى كه خدايش رحمت كناد در مورد چگونگى كلام على عليه السلام چنين گفته است : « از شگفتيهاى امير المومنين على ( ع ) كه در آن يكتاست و هيچكس در آن با او انباز نيست اين است كه سخنان او در مورد زهد و مواعظ و پند و نصيحت باز دارنده از گناه ، چنان است كه چون متأمل و انديشمند در آن بينديشد و اين موضوع را از انديشهء خود بيرون آورد كه على ( ع ) چه بزرگى قدر و نفوذ امرى داشته و صاحب رقاب بوده است ، برايش شك و ترديدى باقى نمى ماند كه اين سخنان بايد از مردى باشد كه هيچ بهره‌يى جز زهد و پارسايى و هيچ شغلى جز عبادت نداشته ، در گوشهء خانهء خود نشسته ، يا به دامن كوهى پناه برده كه چيزى جز آواى دم و بازدم خويش را نمى شنيده و جز خويشتن كسى را نمى ديده است . و نمى تواند به يقين بپذيرد كه اين سخنان از كسى است كه به هنگام جنگ با شمشير كشيده تا قلب سپاه دشمن پيش مى رفته و گردنها مى زده است و پهلوانان را بر خاك مى افكنده ، و در حالى كه از شمشيرش خون مى چكيده و جان مى ربوده باز به حمله روى مى آورده است ، و با همين حال زاهدترين پارسايان و نمودار و جايگزين همهء ابدال است . و اين خود از فضائل شگفت و خصائص لطيف اوست كه صفات اضداد در او جمع است و چيزهايى را كه به ظاهر بايد از يكديگر پراكنده باشد در خود پيوسته و فراهم آورده است . و چه بسا كه با دوستان و برادران در اين باره گفتگو مى كنم و مى بينم
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 37 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى