پرسيد آنان را چگونه ديدى ابن عباس گفت : به خدا نفهميدم كه چه هستند ، على ( ع ) پرسيد آيا آنان را منافق ديدى گفت : به خدا سوگند سيماى ايشان چون منافقان نبود كه ميان چشمهاى ايشان [ پيشانى آنان ] نشانه سجده آشكار است و قرآن را تأويل مى كنند ، على ( ع ) فرمود : تا هنگامى كه خونى بر زمين نريخته و مالى را غصب نكردهاند آنان را رها كن ، و به آنان پيام داد اين چيست كه پيش آوردهايد و چه مى خواهيد گفتند : مى خواهيم كه ما و تو و كسانى كه در صفين همراه ما بودند سه شب به صحرا رويم و از داورى دو داور به خدا توبه بريم و سپس آهنگ معاويه و با او جنگ كنيم تا خداوند ميان ما و او حكم فرمايد . على ( ع ) فرمود : چرا اين سخن را هنگامى كه داوران را گسيل مى داشتيم نگفتيد چرا هنگامى كه از آنان عهد و پيمان گرفتيم و ما هم براى آنان تعهد كرديم ، نگفتيد اى كاش اين سخن را در آن هنگام گفته بوديد . گفتند : در آن وقت جنگ طولانى و درماندگى سخت شده بود و زخميان بسيار بودند و مركوب خسته و سلاح فرسوده شده بود . على ( ع ) به آنان فرمود : بنابراين هنگامى كه سختى و فشار بر شما بسيار شد عهد و پيمان بستيد و چون به آسايش رسيديد مى خواهيد عهد و پيمان را بشكنيم ، و همانا كه پيامبر ( ص ) در عهد و پيمان با مشركان وفادار بود و اينك شما به من مى گوييد عهد را بشكنم خوارج بر جاى خود ماندند و همواره يكى از ايشان به سوى على ( ع ) مى آمد و ديگرى از حضور او بيرون مى رفت ، يكى از ايشان در مسجد به حضور على ( ع ) آمد و مردم بر گرد على ( ع ) بودند او فرياد بر آورد كه حكم و داورى جز براى خداوند نيست هر چند مشركان ناخوش داشته باشند ، مردم با تعجب به او نگريستند او فرياد برآورد كه حكم و داورى جز براى خدا نيست هر چند كسانى كه با تعجب مى نگرند ناخوش داشته باشند ، در اين هنگام على ( ع ) سر خود را بلند كرد و به او نگريست و او گفت : حكم و داورى جز براى خدا نيست هر چند ابو الحسن را خوش نيايد . على ( ع ) فرمود : ابو الحسن هيچگاه ناخوش نمى دارد كه حكم و داورى از خدا باشد ، و سپس فرمود : آرى من منتظر حكم و داورى خداوند ميان شمايم ، مردم به على ( ع ) گفتند : اى امير المومنين چه خوب است بر ايشان حمله كنى و همه را از ميان بردارى ، فرمود : اين گروه از ميان نمى روند و تا روز قيامت در صلب مردان و ارحام زنان خواهند بود .
انس بن عياض مدنى مى گويد : جعفر بن محمد صادق ( ع ) ، از قول پدرش ،
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 413
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٤١٣