خطبه ايراد كرد و ضمن آن براى ايشان چنين فرمود : « ما خاندان نبوت و جايگاه رسالتيم ، آمد و شد فرشتگان پيش ما بوده است ، عنصر رحمت و معدن علم و حكمت و افق روشن حجازيم ، كند رو به ما مى پيوندد و توبه كننده به سوى ما باز مى گردد ، اى قوم من شما را بيم دهندهام كه همگان به صورت كشتگان در زمينهاى هموار و ناهموار اين وادى بيفتيد . . . » تا آخر فصل .
خطبه ( 37 )
اين خطبه با عبارت « فقمت بالامر حين فشلوا » ( قيام به آن كار كردم [ نهى از منكر ] هنگامى كه ياران پيامبر سستى كردند ) شروع مىشود .
[ ابن ابى الحديد پس از توضيح دربارهء فصول چهار گانه اين خطبه ، بحث تاريخى زير را مطرح كرده است . ]
اخبارى كه دربارهء آگاهى امام على ( ع ) به امور غيبى آمده است
ابن هلال ثقفى در كتاب الغارات ، از زكرياء بن يحيى عطار ، از فضيل ، از محمد بن على نقل مىكند كه چون على ( ع ) فرمود ، پيش از آنكه مرا از دست بدهيد از من بپرسيد و سوگند به خدا از هيچ گروهى كه موجب هدايت صد تن يا گمراهى صد تن باشند از من نمى پرسيد مگر آنكه به شما خبر خواهم داد كه سالار و رهبر آنان چه كسى است مردى برخاست و گفت : به من خبر بده كه در سر و ريش من چند تار مو هست على عليه السلام به او فرمود : به خدا سوگند خليل من [ حضرت رسول ] براى من روايت كرد كه بر هر تار موى سرت فرشتهيى گماشته است كه ترا نفرين مىكند و بر هر تار موى ريشت شيطانى گماشته است كه گمراهت مىكند و در خانهء تو پسر بچهيى