چنين است : « اى كاش مى دانستم چه كسى از ميان همهء مردم در اين موج خطرناك دريا به عمرو و ابو موسى راضى خواهد بود . . . » [ كردوس بن هانى در بقيه ابيات خود ضمن اظهار كمال انقياد نسبت به امير المومنين عليه السلام به شدت تهديد مىكند كه ميان ما و پسر هند جز ضربه شمشير و نيزه نخواهد بود ] .
يزيد بن اسد قسرى نيز كه از فرماندهان سپاه معاويه بود چنين سخن گفت : اى مردم عراق از خدا بترسيد ، كمترين چيزى كه جنگ ما و شما را به آن بر مى گرداند همان است كه ديروز بر آن بوديم و آن فناء و نيستى است ، اينك چشمها به سوى صلح كشيده شده است و حال آنكه جانها مشرف بر فناء بود و هر كس بر كشته خويش مى گريست ، شما را چه مىشود كه به آغاز فرمان سالار خودتان راضى شديد و به انجام آن ناخشنوديد رضايت به اين موضوع تنها براى شما نيست .
گويد : يكى از افراد اشعرى ها خطاب به ابو موسى چنين سروده است . « اى ابو موسى فريب خوردى ، آرى پير مردى تنگ مايه و پريشان خاطرى . . . » گويد : مردم شام ، مردم عراق را سرزنش مى كردند و كعب بن جعيل شاعر معاويه چنين سروده است : « ابو موسى در شامگاه اذرح بر گرد لقمان حكيم مى گشت كه شايد او را فريب دهد . . . » نصر مى گويد : هنگامى كه عمرو عاص ابو موسى را فريب داد ، على عليه السلام
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 372
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٣٧٢