تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
آخرين روز ماه شوال را فلتة نام نهاده بودند ، از اين جهت كه هر كس در آن روز انتقام خون خود را نمى گرفت فرصت را از دست مى داد ، زيرا همين كه وارد ماه‌هاى حرام مى شدند ديگر در صدد انتقام و خونخواهى نبودند و ذى قعده از ماه‌هاى حرام است و به همين سبب روز آخر شوال را « فلتة » نام نهاده بودند و اگر كسى در آن روز انتقام خون خود را مى گرفت چيزى را كه ممكن بود از دست بدهد جبران و دريافت كرده بود . و مقصود عمر از اين سخن اين است كه بيعت ابو بكر پس از آنكه نزديك بود از دست برود تدارك و جبران شد . و اين سخن عمر هم كه گفته است : « خداوند شر آن را نگه داشت » دليل بر تصويب بيعت اوست و مقصود اين است كه خداوند متعال شر اختلاف در آن را كفايت فرموده است . و اين گفتارش كه « هر كس خواست آن را تكرار كند بكشيدش » ، يعنى هر كس بخواهد بدون مشورت و بدون شركت شمارى كه بيعت با آن شمار از مردم صحيح باشد و بى آنكه بيعت ضرورتى داشته باشد به سوى مسلمانان دست بگشايد و آنانرا با زور وادار به بيعت كند ، بكشيدش . قاضى عبد الجبار مى گويد : آيا كسى در بزرگداشت عمر ابو بكر را و فرمانبردارى او نسبت به ابو بكر شك و ترديدى دارد و ضرورى و روشن است كه عمر ابو بكر را بسيار بزرگ مى داشته و به رهبرى او معتقد و راضى بوده و او را مى ستوده است ، و چگونه جايز است كه در قبال سخنى چند پهلو كه مى توان آن را به چند وجه تأويل كرد چيزى را كه به ضرورت معلوم است رها كرد و چگونه ممكن است كه اين گفتار عمر را بر نكوهش و تخطئه و بدى گفتار حمل كرد و بدان اين كلمه كه از زبان عمر بيرون آمده همچون كلمات بسيار ديگرى است كه آن را به مقتضاى درشتخويى و خشونت ذاتى كه خداوند در او سرشته است بر زبان
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 199 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى