تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
مراد او اشتباه آنان است ، هر چند ممكن است خود را هم در نظر داشته باشد كه چرا با آنان موافقت كرده است . و امير المومنين على ( ع ) مرادش همان بوده كه ما گفتيم ، نه آنچه به ذهن اشعث خطور كرده است . و چون اشعث به على عليه السلام گفت : اين سخن به زيان تو است نه به سود تو ، در پاسخ او فرمود : تو چه مى دانى كه چه چيزى به زيان من است و چه چيزى به سود من ، نفرين و لعنت خداوند و نفرين كنندگان بر تو باد اشعث از منافقان روزگار خلافت على ( ع ) و به ظاهر هم از اصحاب او بوده است ، همانگونه كه عبد الله بن ابى بن سلول در زمرهء اصحاب پيامبر ( ص ) بود و ، هر يك از اين دو به روزگار خويش سر نفاق و مايهء آن بوده‌اند . اما اين گفتار على عليه السلام كه به اشعث فرموده است : « اى بافنده پسر بافنده » ، موضوعى است كه تمام مردم يمن را به آن سرزنش مى كنند و اختصاصى به اشعث ندارد . و از جمله گفتارهاى خالد بن صفوان دربارهء يمنى ها اين است كه چه بگويم چه بگويم درباره قومى كه ميان ايشان جز بافنده چادر و برد ، يا دباغى كنندهء پوست يا پرورش دهندهء بوزينه نيست زنى بر آنان پادشاهى كرد و موشى موجب شكستن ، سد و غرق ايشان شد و هدهد سپاه و سليمان را بر آنان راهنمايى كرد .

خطبه ( 20 )

اين خطبه با عبارت « فانكم لو قد عاينتم ما قد عاين من مات منكم » ( همانا اگر شما به دقت ببينيد آنچه را كه كسانى كه از شما مرده‌اند ديده‌اند ) شروع مىشود اين سخن دلالت بر صحت اعتقاد به عذاب قبر دارد و اصحاب معتزلى ما همگى بر اين اعتقادند كه عذاب گور خواهد بود هر چند دشمنان ايشان از اشعريان و ديگران اتهام انكار آن را بر ايشان زده‌اند . قاضى القضات عبد الجبار كه خدايش رحمت كناد مى گويد : هيچ معتزلى شناخته نشده است كه عذاب گور را نفى كند ، نه