تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
را كه در خانهء عثمان پيدا شد ، كه بر ضد مسلمانان از آن استفاده شده بود ، بگيرند و در بيت المال نهند . همچنين مقرر فرمود شتران گزينهء زكات را كه در خانه‌اش بود تصرف كنند و شمشير و زره او را هم بگيرند و مقرر فرمود هيچكس متعرض سلاحهايى كه در خانهء عثمان بوده و بر ضد مسلمانان از آن استفاده نشده است نشود و از تصرف همهء اموال شخصى عثمان كه در خانه‌اش و جاهاى ديگر است خوددارى شود . و دستور فرمود اموالى را كه عثمان به صورت پاداش و جايزه به ياران خود و هر كس ديگر داده است بر گردانده شود . چون اين خبر به عمرو بن عاص كه در ايلة از سرزمين شام بود رسيد ، و عمرو بن عاص هنگامى كه مردم بر عثمان شورش كردند به آنجا رفته و پناه برده بود ، او براى معاويه نوشت هر چه بايد انجام دهى انجام بده كه پسر ابى طالب همهء اموالى را كه دارى از تو جدا خواهد كرد ، همانگونه كه پوست عصا و چوبدستى را مى كنند . وليد بن عقبه برادر مادرى عثمان در اين ابيات كه سروده است موضوع تصرف شتر گزينه و شمشير و سلاح عثمان از سوى على عليه السلام را متذكر شده است : « اى بنى هاشم ، اسلحه خواهر زادهء خود را پس دهيد و آن را به تاراج مبريد كه تاراج آن روا نيست . اى بنى هاشم چگونه ممكن است ميان ما دوستى و آرامش باشد و حال آنكه زره و شتران گزينه عثمان پيش على است اى بنى هاشم ، چگونه ممكن است از شما دوستى را پذيرفت و حال آنكه جامه‌ها و كالا و ابزار زندگى پسر اروى [ عثمان ] پيش شماست اى بنى هاشم ، اگر آن را بر نگردانيد ، همانا در نظر ما قاتل عثمان و آن كس كه اموال او را از او سلب كرده يكسان است . اى بنى هاشم ، ميان ما و شما با آنچه كه از شما سر زد همچون شكاف كوه است كه كسى نمى تواند آن را