تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
خود عقب راند و سخت دلاورى و ايستادگى كرد . خزيمه به على ( ع ) گفت : همانا اگر كس ديگرى غير از محمد مى بود رسوايى بار مى آورد و اگر شما از ترس او بيم داشتيد ، ما با توجه به اينكه او از شما و حمزه و جعفر ارث برده است بر او بيمى نداشتيم و اگر قصد شما اين است كه كيفيت حمله و نيزه زدن را به او بياموزيد ، چه بسيار مردانى نام آورد كه به تدريج آن را آموخته‌اند . و انصار گفتند : اى امير المومنين اگر حقى كه خداوند براى حسن و حسين ( ع ) قرار داده است نبود ، ما هيچكس از عرب را بر محمد مقدم نمى داشتيم . على ( ع ) فرمود : ستاره كجا قابل مقايسه با خورشيد و ماه است آرى ، او بسيار خوب پايدارى كرد و براى او در اين مورد فضيلت است ، ولى اين موجب كاستى فضيلت دو برادرش بر او نمى شود و براى من همين نعمت كه خداوند بر او ارزانى داشته بسنده است . آنان گفتند : اى امير المومنين به خدا سوگند ما او را همپايه حسن و حسين نمى دانيم و به خاطر او چيزى از حق آن دو نمى كاهيم و بديهى است كه به سبب فضيلت دو برادرش بر او از او هم چيزى نمى كاهيم . على ( ع ) فرمود : چگونه ممكن است پسر من همتاى پسران دختر رسول خدا باشد . و خزيمة بن ثابت در ستايش محمد بن حنفيه اين ابيات را سرود : « اى محمد امروز در تو و كار تو هيچ ننگ و عيبى نبود و در اين جنگ گزنده منهزم نبودى . آرى كه پدرت همان كسى است كه هيچكس چون او بر اسب سوار نشده است ، پدرت على است و پيامبر ( ص ) ترا محمد نام نهاده است . اگر امكان و حق انتصاب خليفه براى پدرت بود همانا كه تو سزاوار آن بودى ، ولى در اين كار كسى را راه نيست [ يعنى انتصاب امام از سوى خداوند متعال است ] . خداى را سپاس كه تو زبان آورتر و بخشنده‌تر كسى از اعقاب غالب بن فهر هستى و در هر كار خير كه قريش اراده كند از همه نزديك تر و در هر وعده پايدارترى ، از همه افراد قريش بر سينه دشمن بهتر نيزه و بر سرش بهتر شمشير آب داده مى زنى ، غير از دو برادرت كه هر دو سرورند و امام بر همگان و فرا خواننده به سوى هدايتند . خداوند هرگز براى دشمن تو جايگاه استقرارى در زمين و جايگاه اوج و صعودى در آسمان مقرر نخواهد فرمود . »