مى گويند : خولة از اسيرانى است كه به روزگار پيامبر ( ص ) اسير شدند . آنان مى گويند : پيامبر ( ص ) على را به يمن گسيل فرمود ، و خولة هم كه ميان بنى زبيد بود اسير شد .
بنى زبيد همراه عمرو بن معدى كرب از دين برگشته بودند و آنان در يكى از حملات خود بر بنى حنيفه خوله را به اسيرى گرفته بودند ، و خوله در سهم غنايم على ( ع ) قرار گرفت و پيامبر به على ( ع ) فرمود : اگر خوله براى تو پسرى آورد ، نام مرا بر او بگذار و كنيهء مرا به او بده . خولة پس از رحلت فاطمه زهرا ( ع ) محمد را زاييد و على ( ع ) او را كنيهء ابو القاسم داد . گروهى ديگر كه محقق هستند و گفتار ايشان صحيح تر و مشهورتر است مى گويند : بنى اسد به روزگار حكومت ابو بكر صديق بر بنى حنيفه غارت بردند و خولة دختر جعفر را اسير گرفتند و او را به مدينه آوردند و به على ( ع ) فروختند و چون خبر خوله به قومش رسيد به مدينه و حضور على آمدند و خوله را معرفى كردند و موقعيت او را ميان خود به اطلاع على ( ع ) رساندند و او خوله را نخست آزاد فرمود و سپس براى او كابين و مهر مقرر داشت و با او ازدواج كرد و خولة محمد را براى على ( ع ) زاييد و به او كنيهء ابو القاسم داد .
همين قول را احمد بن يحيى بلاذرى در كتاب معروف خود تاريخ الاشراف برگزيده است .
هنگامى كه محمد بن حنفيه در جنگ جمل اندكى از حمله خوددارى كرد و على عليه السلام خود رايت را گرفت و حمله كرد و اركان لشكر جمل را به لرزه در آورد ، رايت را به محمد سپرد و فرمود : حملهء نخستين را با حمله دوم محو و نابود كن و اين گروه انصار هم همراه تو خواهند بود و خزيمة بن ثابت ذو الشهادتين را با گروهى از انصار كه بسيارى از ايشان از شركت كنندگان در جنگ بدر بودند با محمد همراه فرمود . محمد حملههاى فراوان پى در پى انجام داد و دشمن را از جايگاه
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 116
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص١١٦